مجموعه زندگی

نقد فیلم من تونیا هستم – I, Tonya

امتیاز فیلم I, Tonya
منتقد: رضا توکلی
۶
میانگین امتیازات: ۶

فیلم سینمایی I Tonya یا همان «من تونیا هستم» یکی از فیلم‌های مهم سال ۲۰۱۷ میلادی بود که در نودمین مراسم اسکار هم توانست برنده مجسمه بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای الیسون جنی نیز شود. در ادامه با نقد و بررسی این عنوان در سایت مجموعه زندگی همراه باشید.

امسال فیلم‌های درام‌تاریخی و بیوگرافی کم نداشتیم و یکی دیگر از این دست فیلم‌ها، تازه‌ترین اثر کریگ گیلسپی، کارگردان استرالیایی، است. «من تونیا هستم» (I Tonya) بیوگرافی ورزشی در مورد زندگی اسکیت‌باز نمایشی، تونیا هاردینگ است که بازیگرانی چون مارگو رابی، سباستین استن و الیسون جنی را به عنوان بازیگران اصلی دراختیار دارد. این فیلم که بیشتر شبیه به مستند است تا فیلم، تکلیفش با خودش مشخص نیست. در ابتدای فیلم، متوجه می‌شویم که قرار است نمایشی از زندگی تونیا هاردینگ را ببینیم اما این قضیه در اواسط فیلم تغییر کرده و به نوعی شاهد توجیهی بر رفتار و حرکات اطرافیان تونیا هستیم. در اواسط فیلم، به یاد مستند ورزشی «رونالدو» (محصول ۲۰۱۵) افتادم که کاملا توجیهی بر بد بازی کردن رونالدو در جام‌جهانی ۲۰۱۴ برزیل بود و به همین دلیل ساخته شده بود. در «من تونیا هستم» هم دقیقا همچین اتفاقی افتاده و سعی شده تونیا هاردینگ را از اتهامات وارد شده به وی تبرئه کند. در سال ۱۹۴۴ اتفاقاتی برای تونیا هاردینگ افتاد که بسیاری وی را خطاکار خطاب کرده و می‌گفتند او به کسانی پول داده تا هم‌تیمی‌اش را مصدوم کنند، تا تونیا به جای او به المپیک اعزام شود. سوژه اصلی این فیلم در همین سال بوده و در اصل بر روی این موضوع تمرکز دارد. «من تونیا هستم» (I Tonya) کمدی‌سیاه است و همچنین همانند یک مستند، دارای پلی‌بک‌هایی با نسبت تصویر ۴:۳ است که شامل مصاحبه‌هایی واقعی با افراد حاضر در فیلم است. واقعا مصاحبه‌هایی در که در طول فیلم نمایش داده می‌شوند از خود فیلم بهتر تهیه و کارگردانی شده‌اند. اگر کل فیلم یک مستند بود شاید می‌توانست در جمع بهترین مستند‌های سال قرار بگیرد اما مشکل اینجاست که «من تونیا هستم» یک اثر سینمایی کامل نیست. در این فیلم مرز مشخصی میان داستان و واقعیت وجود نداشته و همه‌چیز درهم نمایش داده می‌شود. سکانس‌های کمدی تا حدودی فیلم را نجات داده‌اند و «من تونیا هستم» را جذاب‌تر از یک نمایش خشک از زندگی یک شخصیت نه‌چندان جذاب کرده‌اند. منظور از جذاب نبودن شخصیت، در اصل همان سوژه فیلم است. به طور کلی موضوع خاصی در سوژه اصلی فیلم وجود نداشته و پس از تماشا آن می‌توان به این فکر افتاد که حالا اگر این را نمی‌دانستیم چه می‌شد؟ چه فرقی می‌کند؟ در مجموع سوژه و موضوع اصلی فیلم همانند همان مستند «رونالدو» تنها یک توجیه بی‌اهمیت است.

پیام خاصی در سوژه اصلی فیلم وجود نداشته و پس از تماشا آن می‌توان به این فکر افتاد که حالا اگر این را نمی‌دانستیم چه می‌شد؟ چه فرقی می‌کند؟ سوژه آن به‌گونه‌ای مشابه مستند «رونالدو» تنها یک توجیه بی‌اهمیت است

«من تونیا هستم» (I Tonya) در ایجاد موقعیت کمید بهتر عمل کرده اما در آن هم باز مشکلاتی دیده می‌شود. اصلی‌ترین آن مونولوگ‌هایی است که مارگو رابی در طول فیلم در متن خود داستان آن‌ها را عنوان می‌کند. اگر سریال «خانه پوشالی» محصول نت‌فلیکس را دیده باشید، با این دست مونولوگ‌ها صد در صد آشنایی دارید. یک لحظه مونولوگ‌های کوین اسپیسی را با مارگو رابی مقایسه کنید. تفاوت آنها از زمین تا آسمان است. این یکی دیگر از مشکلات برخی سکانس‌ها است. در «خانه پوشالی»، کوین اسپیسی در این سکانس‌ها، تحلیل و برداشتی از موقعیت به وجود آمده را عنوان می‌کرد و پیش‌بینی و عواقب یک موضوع را به ما یادآور می‌شد اما در این فیلم مارگو رابی تنها همان موقعیتی که شاهد آن هستیم را تعریف می‌کند. برای این نوع تعریف کردن تنها گذاشتن صدای شخصیت اصلی بر روی داستان کفایت می‌‌کرد و دیگر نیازی به سکانس‌های مونولوگ‌گونه در فیلم نیست. اما از این موارد بگذریم، فیلم «من تونیا هستم» (I Tonya) یکی از بهترین گروه‌های بازیگری را در سال ۲۰۱۷ دارد. مارگو رابی ویژگی کلیدی و بلامنازع فیلم است. وی در این فیلم بهترین عملکرد را از خود به نمایش گذاشته و به آن مرز از تاثیرگذاری و ایجاد حس همذات‌پنداری رسیده است. سکانس‌های بسیار خوبی از او در این فیلم نمایش داده شده است اما مهم‌ترین آن سکانس معروف، آرایش کردن جلوی آینه برای ورود به سالن مسابقه است. او در این سکانس، از دورن داغون و شکسته است اما سعی دارد خود را آرام و خونسرد نشان دهد و درست بعد از آن خنده تلخ وی است که اشکش جاری شده و سکانسی ماندگار را در فیلم به نمایش می‌گذارد. به غیر از مارگو رابی، سباستین استن، در نقش همسر تونیا هاردینگ هم نمایشی جذابی را ارایه داده و احتمالا اگر فیلم «سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوری» ۲ بازیگر نقش مکمل بسیار خوب نداشت، استن می‌توانست در مراسم اسکار در جمع نامزد‌های بهترین بازیگر نقش مکمل قرار بگیرد.

«من تونیا هستم» یکی از بهترین گروه‌های بازیگری را در سال ۲۰۱۷ دارد و مارگو رابی ویژگی کلیدی و بلامنازع آن است

بعد از این دو بازیگر، الیسون جنی در نقش مادر تونیا هاردینگ، در یک کلام بی‌نظیر عمل می‌کند و هرچه که بیشتر از او در فیلم بدمان بیاید، یعنی چقدر موفق عمل‌کرده و اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن کاملا شایسته وی است. ویژگی باورپذیر بودن بازیگران را کاملا می‌توان در بازی الیسون جنی در این فیلم دید و نقش مادری بسیار نامعمول را بازی می‌کند، که در کودکی دخترش را کتک، در بزرگ‌سالی به او چاقو زده و حتی به تماشاگری پول می‌دهد تا به تونیا فحاشی کند. در پایان یک نکته دیگر را هم باید مطرح کنیم و آن این است که استفاده از تکنولوژی جایگزینی تصویر صورت یا همان Face Replacement در «من تونیا هستم» (I Tonya) بسیار ضعیف است و کاملا بدن اسکیت‌باز با صورت شخصیت اصلی تطابق ندارد و حتی گاهی در حرکات تند اصلا چهره مارگو را بر روی اسکیت‌باز نیست و این مورد یکی دیگر از موارد منفی فیلم بوده که با توجه به ورزشی بودن فیلم و اینکه سکانس‌های زیادی در این شرایط ظبط شده، به هیچ‌وجه قابل چشم‌پوشی نیست.

برای دانلود فیلم I Tonya کلیک کنید

«من تونیا هستم» (I Tonya) فیلم کاملی نیست و تنها ویژگی کلیدی‌اش بازیگران آن است. فیلم مرز مشخصی میان واقعیت و داستان ندارد. همه‌چیز در هم است و اصلا هدف ساخت این فیلم با این سوژه مشخص نیست. توجیه خوب بودن تونیا، بد بودن اطرافیان!؟ فیلم پیام مشخصی ندارد و بعد از فیلم می‌توان به این فکر کرد که آیا اصلا داستان هیچ‌ اهمیتی داشت یا خیر! فضای کمدی فیلم تا حدودی خشک بودن داستان را نجات داده است اما کافی نیست. مصاحبه‌های انجام شده در فیلم و نمایش پلی‌بک‌ها یکی دیگر از موارد مثبت است. تکنولوژی جایگزینی تصویر صورت در فیلم بسیار جای کار داشته و بی‌اهمیتی به آن در فیلمی ورزشی، اصلا قابل چشم‌پوشی نیست.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *