مجموعه زندگی

نقد فیلم Call Me by Your Name – مرا با نامت صدا کن

امتیاز فیلم Call Me by Your Name
منتقد: رضا توکلی
۱۰
میانگین امتیازات: ۱۰

در سایت مجموعه زندگی با نقد و بررسی یکی از بهترین فیلم‌های سال ۲۰۱۷ میلادی یعنی مرا با نامت صدا کن – Call Me by Your Name همراه ما باشید.

فیلم سینمایی مرا با نامت صدا کن (Call Me by Your Name) ساخته لوکا گوادانینو، از آن دسته فیلم‌های اقتباسی سال است که حضور بسیار فعالی در جشنواره‌های سینمایی دارد و بی دلیل هم نیست. این فیلم یکی از زیباترین فیلم‌های سال از لحاظ محتوا درون آن است. مرا با نامت صدا کن، عاشقانه‌ای دیدنی است که تک‌تک لحظات آن می‌تواند شما را مجذوب خود کند. در همین ابتدا وارد فضای فیلم می‌شویم که به نقل خود فیلم در جایی در ایتالیا قرار داشته و از لحاظ زمانی در تابستان سال ۱۹۸۹ هستیم. اولین نکته‌ای که پس از شروع فورا خودنمایی می‌کند، فضاسازی فیلم است. این فیلم کاملا در اواخر دهه ۸۰ میلادی غرق شده و با توجه به محیط و طراحی صحنه‌ها، خیلی سخت است که باور کنیم فیلم در همین یکی‌دو سال گذشته تهیه شده است. با یک تکنیک درست، به خوبی وارد فضای فیلم شده و روایت داستان را دنبال می‌کنیم. همه چیز عالی است، الیو (با بازی تیموتی شلمی) پسری ۱۷ ساله تابستان داغ و آفتابی خود را پشت سر می‌گذارد تا اینکه مرد جوانی به نام الیور (با بازی آرمی همر) وارد داستان می‌شود. در یک سوم ابتدایی فیلم، روایت کمی کند بوده و بیشتر سعی دارد ما را با روحیات الیو و حرکات و رفتار‌های الیور آشنا کند و موفق هم می‌شود و به تصویر کشیدن این سکانس‌ها به خوبی عشق میان آن دو در ادامه فیلم باورپذیر‌تر می‌کند. اینکه می‌گویم همه‌چیز در این فیلم زیباست، واقعا همه‌ عناصر آن منظورم است. از فضاسازی کلی فیلم که به بهترین شکل انجام شده تا انتخاب و طراحی لباس‌ها که کاملا متناسب با زمان روایت داستان است، از زیبایی‌های زندگی الیو که مشغول مطالعه و تمرین موسیقی است تا رفتار بسیار گرم و دوستانه‌اش با خانواده، از جذابیت و رفتار‌های الیور با اطرافیان تا کم‌کم آشنا و نزدیک شدن به الیو، همه قسمت‌های فیلم زیبایی خود را داشته و مجموعه کلی آن‌ها بی‌نظیر است.

همانند همه فیلم‌های عاشقانه در فیلم مرا با نامت صدا کن (Call Me by Your Name) هم شاهد سکانس‌های مشابهی هستیم. ترس از به کار بردن کلمه‌ای برای شروع، لذت با هم بودن و تفریح و سرانجام جدایی. این فیلم هم خارج از این موارد نیست و به همین شکل این عاشقانه را رقم می‌زند. کمی تخصصی‌تر اگر بخواهیم به فیلم نگاه کنیم، باید آن را با سایر فیلم‌های عاشقانه که در مورد همجنسگرایان مقایسه کنیم. با این اینکه هر کدام روایت داستان متفاوتی را دارند اما همگی در به پایان رساندن آن‌ها کمی تراژیک عمل کرده و سعی می‌کنند بیشتر به مشکلات آن‌ها پرداخته و در نهایت جدایی و تنهایی را به تصویر بکشند. یکی از بهترین فیلم‌های این سبک، بدون شک درام تاثیرگذار کوهستان بروکبک ساخته آنگ‌لی است که آن هم همانند مهتاب بری جنکیز پایانی تلخ داشته و نوعی شخصیت‌ها را به دلایل مختلف محکوم به جدایی می‌کند. مرا با نامت صدا کن هم در ظاهر به همین شکل به پایان رسیده و یک پایان فوق‌العاده دردناک دارد اما همه‌‎چیز را برای آن مقدمه‌چینی نکرده و نمی‌توان اینطور برداشت کرد که از همان ابتدا قرار است همه‌چیز تلخ به پایان برسد. دلیل آن هم که فیلم به این سمت نرفته، این است که در فیلم سکانس‌های بسیار زیبا و شادی از آن‌ها به تصویر کشیده شده که بیشتر سعی دارد به خوشی‌های آن‌ها پرداخته و کمتر در روایت کلی، داستان را تیره کند. یک نکته دیگر در مورد فیلم‌هایی با این مضمون این است که آنها سعی دارد روایتی واقعی داشته باشند و این واقعیت است که بسیاری گروه‌های اقلیت‌های جنسی سرانجامی تلخ داشته و همیشه همه‌چیز به خوبی و خوشی به پایان نمی‌رسد.

همه عاشقانه‌ها یک جز جداناشدنی درون خود دارند و آن هم موسیقی آن‌ها است. اصلا فیلم‌های عاشقانه بدون موسیقی انگار یک چیز کم‌ داشته و در همه آن‌ها به این عنصر وابسته هستند. در مرا با نامت صدا کن (Call Me by Your Name) هم ساند‌ترک‌های بسیار خوبی را شاهد هستیم که توسط سوفیان استیونز تهیه شده‌اند و موسیقی پایانی آن هم در یک کلام شگفت‌انگیز است و در باید گفت ترکیب آن موسیقی با چهره غم‌زده الیو و آن شعله‌های آتش یک سکانس شگفت‌انگیز را رقم می‌زد که ترجیح می‌دادم تیتراژ اولیه بر روی آن قرار نگیرد و بهتر بود تا پایان ترک، نما به صورت کامل چهره الیو را به تصویر می‌کشید. جدا از این پایان، کمی عقب‌تر شاهد یک گفتگو فوق‌العاده تاثیر گذار میان الیو و پدرش هستیم که به جرعت می‌توان آن را با نصحیت‌های دون کورلئونه به فرزندانش در پدرخوانده مقایسه کنیم. این سکاس اوج زیبایی برخورد و رفتار الیو با خانواده‌اش را به تصویر کشیده و باید خودتان به تماشا آن بنشینید و از آن لذت ببرید.

مرا با نامت صدا کن

برای دانلود رایگان فیلم Call Me by Your Name 2017 کلیک کنید

مرا با نامت صدا کن (Call Me by Your Name) یکی از زیبا‌ترین فیلم‌های سال از لحاظ محتوا درون آن است. فضاسازی آن بسیار خوب بوده و کاملا در اواخر دهه ۸۰ میلادی غرق شده است. تمامی ویژگی‌های یک فیلم عاشقانه را داشته و آن‌ها را بسیار زیبا در کنار هم قرار داده و بیشتر به زیبایی‌ها پرداخته است تا تلخی اما با یک ضربه، پایان را دردناک‌تر از هر فیلم دیگر می‌کند. موسیقی بسیار نقش مهمی داشته و در بیشتر سکانس‌ها همراه فیلم است. مجموعه به تصویر کشیدن روحیات و رفتار‌های الیو، فضاسازی بسیار خوب، رفتار و برخورد با خانواده، گفتگو‌های تاثیرگذار، لذت‌های یک رابطه عاشقانه و تاکید بر روی خوشی‌های یک تابستان، نشان دادن سردی زمستان و استفاده از نماد‌های مربوط به آن و دوباره یک پایان گرم و البته تلخ درکنار شعله‌های آتش، مرا با نامت صدا کن را تبدیل به یک فیلم شگفت‌انگیز در این سبک می‌کند.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

10 دیدگاه در “نقد فیلم Call Me by Your Name – مرا با نامت صدا کن

اینهمه تعریف و تمجید بی ریشه برای این فیلم از کجا می آید؟ مواردی که برای ستایش این فیلم شمرده اید، هیچکدام دارای پایه حقیقتی نیست و تماما بی هویت است. مواردی که برای قدرت فیلم بیان کرده اید، اصلا درون فیلم دیده نمیشود و احتمالا این فیلم در میان نامزد های اسکار ضعیف ترین است و حتی حضورش در میان کاندیدا های اسکار هم جای سوال بسیار دارد

با سلام خدمت شما
دلیل بی‌ریشه خطاب کردن این تعریف‌ها را نمیدانم. زیبایی کلیدی‌ترین ویژگی فیلم است. زیبایی در همه‌چیز. درست است که با مفهومی نسبی طرف هستیم اما درکی عمومی از آن برای فیلم‌های سینمایی در کتاب “روانشناسی و زیبایی شناسی سینما” نوشته ژان میتری عنوان شده که در صورت تمایل می‌توانید آن را مطالعه کنید. زیبایی در تک‌تک سکانس‌ها و لحظات فیلم دیده می‌شود. از فضاسازی شگفت‌انگیز، پرداخت شخصیت الیو، شکل‌گیری رابطه الیو و الیور، پرداختن به شادی‌ها و لحظات خوش آن‌ها و سرانجام پایانی تراژیک با ترانه‌ای تاثیرگذار به همراه یک کلوزآپ دیدنی، تمامی آن چیزی است که لازم است فیلم را کامل، موفق و صد البته زیبا دانست.
مرا با نامت صدا کن، بهترین فیلم سال از دیدگاه من نیست و فیلم شکل آب گیرمو دل تورو (که نقد آن را هم به زودی در سایت منتشر می‌کنیم) با اختلاف بهترین فیلم است اما بعد از آن قطعا در جایگاه بعدی قرار می‌گیرد.
ممنون از اینکه نظر خود را برای ما ارسال کردید.

با فاصله بسیار بهترین فیلم سال بسیار خوش ساخت با اینکه روال فیلم کند به نظر میاد ولی این کندی به باور پذیری داستان کمک می کنه ازنظر طراحی صحنه بی نظیر موسیقی عالی فقط تراژیک تمام شدن اینگونه فیلم ها کلیشه شده

با سلام خدمت شما کاربر گرامی
ممنون از اینکه نظر خود را برای ما ارسال کردید.

با سلام
دوست داشتنی ترین بررسی ای بود که درباره ی این فیلم خوندم
از جنبه های حرفه ایش زیاد سر در نمیارم
به نظر من کلا همه ی فیلم ها قابل دیدن اند، منتها بعضیارو دو سه بار بیشتر می بینم، بعضیارو هم یه بار
اما این فیلم کلا جدای از تمام فیلم هایی بود که تا حالا دیده بودم
باهاش زندگی کردم، تجربیاتش رو لمس کردم، و به جرات می تونم بگم انقدر خوب الیور رو از دیدگاه الیو به تصویر کشیده بود که بوی بدن الیور رو حس کردم.
هرچند اکثر فیلم روی الیو متمرکز بود، اما درآخر پس از ۱۴ بار دیدنش میتونم بگم که الیور رو بیشتر حس کردم، چون الیو تمام توجهش روی الیور بود.

با سلام خدمت شما کاربر گرامی
خوشحالیم که از مطلب راضی بودید و ممنون از اینکه نظر خود را برای ما ارسال کردید.

فکر کنم مدتها بود که فیلمی به این صورت منو تحت تاثیر قرار نداده بود. از هر نظر عالی بود. با تشکر از نقدتون.

ممنون از اینکه نظر خود را برای ما ارسال کردید

منبع: خودم
به سفارش: هیچکس 🙂
نکته: اگر فیلم رو هنوز ندیدید، پس این مطلب مناسب شما نیست. پیشنهاد بدید به کسی که فیلم رو دیده. در ضمن این فیلم برای دیدن توصیه نمیشه.
امتیاز من: ۵-

بررسی:
(داستان و اتفاقات این فیلم در مکانی نامعلوم از ایتالیا رقم می خورد . )
مکانی که می توان موضوع فیلم را فارغ از فرهنگها و ملیت ها تصور کرد!.
درواقع مکانی که مردم، با زبان و فرهنگ و قومیت های مختلف زندگی میکنند .حتی آنجا، جایی است که وقایع بزرگ تاریخی رقم خورده و مردم میهن پرست زیادی وجود دارد.
.
.
.

و اما داستان از آنجایی شروع میشود که دو پروفسور باستان شناس در یک تابستان داغ داغ، داغ!، جهت انجام یک پروژه ی مشترک تصمیم به همکاری می گیرند……… و این به هیچ عنوان قصه و خط اصلی داستان فیلم، نیست!.
بلکه ماجرای اصلی از آنجایی شکل می گیرد که……
.
.
.
.
در گیر و دار و گذران یک تابستان بسیار گرم و طاقت فرسا، پسری نو جوان در جستجوی غرایز جنسی خودش دست به انتخاب می زند و در قدم اول، از علاقه ی خودش نسبت به پروفسور میهمان که مردی جوان، خوش چهره و خوش مشرب است می گوید!.
.
.
.
.
ماجرا تا آنجا ادامه پیدا میکند که پسر جوان و تازه به بلوغ رسیده، طعم لذت رابطه ی جنسی با هر دو جنس! را می چشد و سپس مطمئن از انتخاب خود، بر اساس تجربه ی بدست آمده تصمیم به انتخاب نهایی خود می گیرد.
از گزافه گویی ها و اضافه گویی های فیلم که بگذریم در پایان و با وجود آزمون و خطاهای صورت گرفته، پسر جوان در عشق خود نسبت به هر دو معشوق ناکام مانده و همانطور که مشهور است، عشق اول ناکام می ماند. پایان…

نقد:
واقعاً این فیلم چیزی برای نقد نداره پس یه چیز دیگه می نویسم.
بیاید فرض کنیم که باید به تمام انتخاب هامون احترام بذاریم و پاسخ تمام غرایز و شهوت هامون رو بدیم.
بیاید فرض کنیم در جایی زندگی میکنیم که کاملاً آزاد هستیم و بدون ترس و واهمه می تونیم هر لذتی رو تجربه کنیم.
اصلاً بهتره فرض کنیم هیچ کاری جز گذران زندگی و بجز لذت بردن از آنچه پیش رو داریم نداریم.
بیاید فرض کنیم روابط جنسی اولویت اول زندگی ماست. یعنی تمام هم و غم ما پاسخ به این سوال است که همجنسگرا هستیم یا نیستیم و این دغدغه ی اصلی زندگی ماست.
حال به سوال اصلی می رسیم!

در مواجهه با طبیعت و غرایض جنسی چه می کنید؟!
انتخاب طبیعی این هست که در صورت عدم وجود مشکل جسمانی یا روانی و حتی روحی، دست به انتخاب های طبیعی بزنیم ! و صرفاً هرچیزی را براساس غریزه تجربه نکنیم ،مگر اینکه در قالب و پوشش یک رنگ و لعاب زیبا و ایجاد موقعیتی بکر! ، بخواهیم برخلاف تمام واقعیات علمی ، فرهنگی و مذهبی ،تجارب دیگری از جمله همجنسگرائی را پشت سر بگذاریم!. آن زمان شما می توانید فیلمی تحت عنوان “call me by your name” را بسازید.
مزخرف ترین! فیلم و داستانی که می توان برای رنگ و لعاب دادن به کثافات ذهنی و تلقینی برای توجیه امیال غیر متعارف ساخت.

خرداد سال ۱۳۹۷

ممنون از اینکه نظر خود را برای ما ارسال کردید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *