مجموعه زندگی

نقد سریال آینه سیاه (Black Mirror) فصل چهارم، قسمت پنجم

بعد از اپیزود‌های اولیه نا‌امید کننده کم‌کم داریم به آن آینه سیاه واقعی نزدیک می‌شویم. قسمت پنجم فصل چهارم به نام Metalhead روایتی پسا آخر‌الزمانی است که برعکس همه این دست فیلم‌ها و سریال‌ها، به یک موضوع کاملا احساسی می‌پردازد. در ادامه با نقد و بررسی قسمت پنجم فصل جدید آینه سیاه در سایت مجموعه زندگی همراه باشید.

توجه! سری مقالات نقد و بررسی اپیزودیک سریال‌ها تنها برای آن دسته از کاربران نگارش می‌شود که قسمت مربوطه را به صورت کامل تماشا کرده باشند. در این مقالات به بررسی داستان و تمامی جوانب سریال خواهیم پرداخت و طبیعتا بسیاری یا در اصل تمامی محتوا آن قسمت لو می‌رود. همچنین لازم به ذکر است که سریال آینه سیاه یک آنتالوژی است، یعنی قسمت های این سریال از لحاظ داستانی هیچ ربطی به هم نداشته و ادامه و تکمیل کننده یک‌دیگر نیستند.

قسمت پنجم

قسمت پنجم فصل چهارم هم همانند بسیاری از قسمت‌ها در ابتدا کاملا شما را گیج کرده و بسیار ذره‌ذره داستان را به شما منتقل می‌کند. این اپیزود که برای تاثیر‌گذاری بیشتر و پی بردن به عمق فاجعه به تصویر کشیده شده به صورت سیاه و سفید فیلم‌برداری شده است، روایتی پسا‌ آخر‌الزمانی داشته و تلاش برای بقا یک مادر را نشان می‌دهد. در همین ابتدا باید گفت که پایان بندی این اپیزود همه‌ ارزش‌های این فیلم را روش می‌کند و تازه می‌توان متوجه شد که این همه حرکت و فرار برای چه چیزی بوده‌ است. در ابتدای شروع داستان شاهد سه شخصیت به نام‌های بلا، تونی و کلارک هستیم که نسبت آن‌ها با یک دیگر معلوم نیست و به یک مکان نامعلوم برای برداشتن یک چیز نامعلوم آمده‌اند. این موارد نامعلوم متاسفانه در ابتدا داستان نمی‌توانند خیلی بیننده را جذب کند باعث یک جور پوچ‌گرایی در سریال شده است. ما مرگ فجیع شخصیت‌ها را می‌بینیم اما هیچ احساسی نسبت به آنها نداریم. که بوده‌اند؟ برای چی‌ به اینجا آمدند؟ این سوال‌ها تا وقتی به پاسخ نرسند، نمی‌توان از بیننده انتظار داشت که دلش برای شخصیت‌های داستان که دیگر مرده‌اند بسوزد. این روند متاسفانه تا یک سوم پایانی این اپیزود ادامه دارد و ما نمی‌دانیم چرا باید فرار و تلاش برای بقا‌ زنی را ببینیم که نه اصلا می‌دانیم که هست و نه می‌دانیم چه‌کار می‌خواهد انجام دهد! خوشبخاته این روند در یک‌سوم پایانی قسمت پنجم پایان می‌پذیرد و مخصوصا چند دقیقه پایانی شاهد زیبا ترین تصاویر در فصل چهارم آینه سیاه هستیم که یک پایان بر جهان ما را به زیبا‌ترین شکل ممکن با یک موسیقی متن بسیار خوب به تصویر می‌کشد. خب به شروع داستان باز گردیم، در ابتدا شخصیت های این اپیزود در حال ورود به یک انبار بزرگ هستند و گویا می‌دانند ممکن است خطری برای آنها در کمین باشد اما با تجزیهات کامل پا این انبار می‌گذارند. در اولین نما‌‌های قسمت پنجم تا حدودی می‌توان فضای آخر‌الزمانی فیلم را پیش‌بینی کرد. هیچ کس نیست و هیچ‌چیز خیلی سالم به نظر نمی‌رسد و این نشان از یک پروسه در حال پایان است. همانند فیلم‌ها و سریال‌های پسا آخرالزمانی، باز هم تعداد از افراد زنده بوده و می‌توانند شانس خود را برای بقا امتحان کنند. بلا و تونی به سراغ انبار رفته و جعبه‌ای که کدش را در اختیار داشتند را می‌خواهند بردارند. خوب در ابتدا اینطور به نظر می‌رسد که شاید مهمات و یا تجزیهات بهداشتی یا خوراکی باشد اما در پایان با یک حرکت نمادین، این اپیزود نشان می‌دهد که چیز خیلی مهم‌تری بوده است. آن چیز مهم‌تر از اسحله و تجزیهات پژشکی، چیزی نیست جز عروسک برای بچه!

این اپیزود به خاطر اینکه تمامی جمع‌بندی‌اش در پنج دقیقه پایان است و تقریبا بیشتر صحنه‌های قبل از آن به صورت بی‌معنی ادامه پیدا می‌کند، بسیار کوتاه‌تر از اپیزود‌های دیگر سریال بوده و می‌خواهد هرچه زودتر، تا قبل از اینکه بیننده خسته شود به روایت را به سرانجام برساند. همانطور که در ابتدا عنوان کردم به دلیل اینکه نمی‌دانیم جریان چیست نمی‌توانیم با شخصیت های این اپیزود ارتباط برقرار کنیم و به شخصه در دو‌سوم اولیه که در حال فرار و تلاش برای بقا، بلا بودیم هیچ هیجانی به من منتقل نشد و منتظر بودم تا ببینم می‌خواهد چه بگوید. برعکس قسمت‌های قبلی آینه سیاه شاهد یک تکنولوژی مخرب و آسیب‌های آن نیستیم بلکه گویا این پایان همه‌ این تکنولوژی‌ها است. یعنی اگر قرار بود یک قسمت را به عنوان آخرین قسمت کل آنتالوژی آینه سیاه معرفی کنیم، مطمئنا آن Metalhead، قسمت پنجم فصل چهارم بود. در این اپیزود شاهد نوعی سگ‌های رباتی هستیم که صرفا برای کشت طراحی شده‌اند بسیار هم ماهر بوده حتی می‌توانند خود را ترمیم کنند. زمانی که بشر به این‌ نقطه رسیده قطعا قبل از آن تکنولوژی‌های دیگری بوده‌اند و ربات‌هایی کار‌ها را به دست گرفته‌اند تا نتیجه‌اش شده این سگ قاتل! در خیلی از مستند‌ها و فیلم‌های پسا آخرالزمانی دیده بودیم که یک نوع ربات‌های جنگی که برای ارتش‌ها طراحی شده بودند به خود انسان‌ها حمله کرده‌اند، اما در این قسمت شاهد ربات‌هایی هستیم که کاملا برای کشتن طراحی شده‌اند و حتی پس از خاموشی یا همان کشته شدن، ردیاب‌های را به بیرون پرتاب می‌کنند تا موقعیت کسی که آن را کشته است، به بقیه سگ‌ها گزارش شود.

این نوع از طراحی سگ‌ها را می‌توانیم، ساخته خود ربات‌ها بدانیم. در قسمت پنجم فصل چهارم، هیچ طرح و نظری در این مورد بیان نشده که شاید خود ما انسان‌ها این سگ‌های قاتل را ساخته باشیم، پس می‌توان اینطور هم برداشت که شاید خود ربات‌ها به جایی رسیده‌اند که برای غلبه بر انسان خودشان به این شکل را ربات‌هایی برای برای نابودی ساخته‌اند. این مورد را هم می‌توان در چند قسمت بررسی کرد. زمانی که بلا در بالای درخت مخفی شده بود و آن ربات نمی‌توانست به بالای درخت برود، بلا متوجه شد که این ربات به ظاهر سگ، شارژ دارد و با استفاده از ترفندی توانست شارژ آن را خالی کند اما در چند سکانس بعد گویا با انرژی خورشید، دوباره شارژ شد و به حرکت خود ادامه داد. در یکی دیگر از سکانس‌های این قسمت نیز شاهد این مورد هستیم که یکی از پا‌های آن قطع می‌شود و پس از وارد شدن به خانه آخر فیلم، با یک چاقو، آن عضو نداشته را تبدیل به یک سلاح می‌کند. همچنین نوک انگشتان آن‌ها از چندین فرم تشکیل شده که می‌توانند آن تغییر داده و هر کلیدی را فعال کنند. همه این موارد را هم کنار بگذاریم به این می‌‎رسیم که پس از کشته شدن ربات‌ها، آن‌ها تراشه هایی را پرتاب می‌کنند که وارد بدن انسان شده و جایگاهش را برای سایر ربات‌ها ارسال می‌کند تا بقیه به سراغ آن انسان بروند. بلا به عنوان یک مادر انتظار می‌رفت که برای فرزندان خود به دنبال آب و غذا باشد اما گویا جای بقیه امن است و برای یک چیز دیگر به ماجراجویی رفته‌اند. در تماس‌هایی که بلا با یک مقصد ناشناس با بی‌سیم برقرار می‌کند متوجه می‌شویم که بچه‌داشته و در آخرین سکانس متوجه می‌شویم که این همه تلاش و جنب‌و‌جوش به خاطر چی بوده است. بلا به دنبال عروسک خرس برای فرزندش وارد این دنیا خطرناک (خارج از محیط امن احتمالی) شده است و این دردناک‌ترین قسمت این اپیزود بوده که نشان می‌دهد چقدر زندگی نابود شده و چقدر دنیای جای تاریکی شده است که به خاطر پیدا کردن عروسک برای بچه، جان سه نفر گرفته می‌شود و مادر مجبور به غذرخواهی از فرزندش است که نتوانست برای او عروسک بیاورد. در پایان که بلا آن ربات قاتل بالاخره نابود کرد، دیدیم که تراشه‌هایی به بدن بلا وارد شد که ردیاب‌هایی برای سایر ربات‌ها بودنند و اینجا بود که بلا به جای درآوردن آن‌ها خودش تصمیم گرفت به زندگی‌اش پایان دهد.

در پایان باید گفت که قسمت پنجم آینه سیاه یکی از بهترین‌های کل سریال است و پایانی است برای تمامی تکنولوژی‌هایی که تا کنون نمایش داده شده است و همانطور که گفتم می‌تواند به عنوان یک پایان بر کل این سریال باشد. فیلم‌برداری سیاه و سفید این اپیزود تاریکی دنیای پسا‌ آخر‌الزمانی را به خوبی به تصویر می‌کشد اما به دلیل عدم آگاهی از داستان در ابتدا کاملا بی‌حس نسبت به سریال و شخصیت‌ها هستیم اما این روند در پایان به بهترین شکل باعث می‌شود تازه احساس آن مادر را درک کرده و بهفمیم این همه تلاش برای چه‌چیزی بوده است. در مجموع این اپیزود ارزش بالایی داشته و قطعا در بین بهترین اپیزود‌های آینه سیاه قرار می‌گیرد.

برای دانلود رایگان فصل چهارم سریال Black Mirror کلیک کنید

به پایان نقد و بررسی قسمت پنجم فصل چهارم آینه سیاه (Black Mirror) رسیدیم و تنها یک قسمت از این فصل باقی مانده که آن هم به زودی در سایت متتشر خواهد شد. لطفا برای اطلاع از بروزرسانی‌های سایت عضو کانال تلگرام مجموعه زندگی شوید.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *