مجموعه زندگی

نقد و بررسی فیلم Dunkirk – دانکرک

دانکرک – Dunkirk دهمین فیلم سینمایی کریستوفر نولان است که اثری کاملا متفاوت نسبت به سایر ساخته وی است. در ادامه با نقد و بررسی این فیلم در سوگنو همراه باشید.

یکی از سایت های زیرشاخه مجموعه زندگی، سایت سینمایی سوگنو است که به صورت اختصاصی نقد و بررسی فیلم های روز سینما ایران و جهان را منتشر می‌کند. برای ورود به سایت سوگنو کلیک کنید.

کارگردانی که به عنوان یک بلاک‌باستر ساز شناخته می‌شد بالاخره روی دیگر خود را نشان داد و با دهمین فیلم خود با تکیه بر سبک فیلم‌سازی قدیمی‌اش، مفاهیم تازه و تاثیرگذاری را به فیلم خود اضافه کرد که در همین ابتدا باید گفت بدون شک، دانکرک – Dunkirk بهترین فیلم کریستوفر نولان (Christopher Nolan) است. نولان که پیش‌تر تا اینکه کارگردان خوبی باشد، فیلمنامه‌نویس خوبی بود، حال در کارگردانی هم سنگ‌تمام گذاشته است و قطعا در سال های آینده می‌تواند آثار فاخری را در کلکسیون سینمای جهان از خود به‌جای بگذارد. فیلم جدید نولان از لحاظ زمانی بسیار متفاوت با سایر فیلم های اوست و دانکرک تنها در ۱۰۶ دقیقه، کامل‌ترین و موفق‌ترین اثر این کارگردان را به بینندگان نمایش می‌دهد. هر آن‌چه از فیلم های قبلی نولان به‌خاطر داشته‌اید را کنار بگذارید، با فیلمی نو طرف هستیم که بسیار در فرم متفاوت است. سبک فیلم‌سازی کریستوفر نولان همچنان پا برجاست و امضای خود را به این شکل روی فیلم‌هایش تا کنون گذاشته است. فیلم های پرهزینه، استفاده از دوربین های حرفه‌ای آی‌مکس و.. “تام‌ هاردی” 🙂 . در فیلم های قبلی این کارگردان همانند تلقین، میان‌ستاره‌ای و یا حتی سه‌گانه بتمن شاهد روایت خط داستانی مشخصی بودیم که با استفاده از تکنیک های حرفه‌ای فیلمنامه‌نویسی تا حدودی روایت ترتیب‌زمانی را از آن فاکتور گرفته بود و با چند‌لایه کردن داستان، اضافه کردن ریتم تند و لحظات غیر‌قابل پیش‌بینی، مخاطبین را مجذوب خود می‌کرد اما این روش خیلی به مزاق منتقدان خوش نمی‌آمد و همیشه از فیلم های نولان به عنوان فیلم های جریان اصلی و صرفا سرگرم‌کننده یاد می‌شد. دانکرک از این لحاظ کاملا فرم متفاوتی دارد و از یک ماجرای تاریخی اقتباس شده و شاهد قصه‌گویی و اضافه کردن مفاهیم تازه‌ای به آن هستیم. دانکرک یکی از ایدئولوژیک ترین فیلم ساخته شده توسط نولان است و در قالب یک واقعه تاریخی، عقیده و نظر خود را وارد داستان می‌کند.

همچنین بخوانید

معرفی فیلم Dunkirk ۲۰۱۷ (داستان، عوامل، تصاویر و تریلر)

در دانکرک همانند فیلم تلقین از روش فیلمسازی رخداد موازی استفاده شده است و در آن شاهد روایت داستان در سه فضای متفاوت هستیم

در دانکرک همانند فیلم تلقین (Inception) از روش فیلمسازی رخداد موازی استفاده شده است و در آن شاهد روایت داستان در سه فضای متفاوت هستیم. هر یک از این سه فضا، برای خود حال و هوا و حتی دیدگاه های مختلفی را درنظر دارند که در یک نقطه به هم می‌رسند. در اولین نماهای فیلم شاهد روایت داستان از دیدگاه یک پیاده‌نظام بریتانیایی (فیون وایتهد در نقش تامی) هستیم که قصد کمک به یک مجروح را در جریان پاکسازی شهر دانکرک دارد، دنبال می‌شود و می‌خواهد خود و دوستش را فورا از منتطقه خارج کند. کشتی ها ظرفیت کمی داشته و سربازان در ساحل منتظر هستند. در همین بین، وارد فضای دوم فیلم می‌شویم که خلبان جنگی (تام هاردی دی نقش فاریر)، وظیفه دارد از بین‌باران شدن ساحل توسط نیرو های هوایی آلمان، جلوگیری کند. در سومین قسمت فیلم شاهد روایت آرام‌تری نسبت به دو قسمت دیگر هستیم که ماجرای یک غیرنظامی علاقه‌مند به دریانوردی (مارک رایلنس در نقش آقای داوسن) است که در بین خانه (بریتانیا) و ساحل دانکرک فرانسه در حال حرکت است و دراصل یک مهین‌دوست بریتانیایی است که قصد دارد در حد توان خود به سربازان گیرافتاده کمک کند. یکی از مهم ترین نکات فیلم کم بودن حجم دیالوگ‌های آن است که به گفته کارگردان در ابتدا قرار بود اصلا هیچ ارتباط کلامی در فیلم برقرار نشود. این جمله آدم را به یاد یک فیلمساز مطرح دیگر یعنی استنلی کوبریک می‌اندازد و زمانی که می‌خواست شاهکار ۲۰۰۱: ادیسه فضایی خود را بدون متن فیلمنامه بسازد.

پررنگ ترین مشخصه فیلم، امید است

بر طبق گفته های کریستوفر نولان یکی از محبوب ترین کارگردانان او کوبریک و یکی از فیلم های موردعلاقه‌اش هم فیلم ۲۰۰۱: ادیسه فضایی است و اگر فیلم عنوان شده را دیده باشید، شباهت های بسیار زیادی را میان آن و دانکرک متوجه خواهید شد. این شباهت ها برای اولین بار نیست که بین فیلم های نولان و کوبریک به وجود می‌آید و باید گفت که ایده شکل گیری فیلم میان‌ستاره‌ای (Interstellar) نولان از همان فیلم ۲۰۰۱: ادیسه فضایی گرفته شده بود اما خوب واقعا کپی برداری به حساب نمی‌آید و به صورت کلی روایت داستان متفاوت است اما جابه‌جایی در جهان ها موازی و کشف راز های جهان هستی، موردی است که ابتدا کوبریک با فیلم خود ۶۰ سال قبل آن را مطرح کرده بود. نوع فیلمبرداری و ظبط فیلم دانکرک بسیار مشابه فیلم ۲۰۰۱: ادیسه فضایی است. این شباهت از چند منظر کاملا قابل اثبات است. اولین نکته بیان داستان با تصویر است. یعنی خود تصاویر هستند که قصه را روایت می‌کنند و نیازی به برقراری ارتباط کلامی میان بازیگران نیست که در هر دو فیلم نام‌برده شده با آن روبرو هستیم. دومین نکته، روایت داستان در چندمرحله است. در ۲۰۰۱: ادیسه فضایی، شاهد روایت داستان در سه مرحله اصلی بودیم که با یک دیگر ارتباط داشتند، در دانکرک هم در سه فضا فیلم جریان دارد با این تفاوت که هر سه قسمت همزمان با هم دنبال می‌شوند و شاهد تفاوت زمانی نیستیم. نکته سوم، تاکید بر زمان واقعی رویداد است. یعنی دقیقا همان زمانی که برای یک اتفاق در دنیای واقعی وقت لازم است باید در فیلم استفاده شود. برای مثال در ۲۰۰۱: ادیسه فضایی شاهد صحنه هایی از فرود فضاپیما بودیم که دقیقا مشابه زمان واقعی این عملیات تا حدود ۱۰ دقیقه فیلم آن را به صورت کامل نمایش می‌داد، حال در دانکرک هم بسیاری از حرکات ویا نبرد های هوایی جنگنده‌ها به این صورت فیلمبرداری شده‌اند.

دانکرک داستان یک اسارت است که در قالب یک واقعه تاریخی روایت شده و تلاشی برای راهایی و بقاست

جدا از شباهت ها، بیایید به اصل فیلم دانکرک نگاه کنیم. برعکس همه فیلم های جنگی مربوط به جنگ‌جهانی، شاهد حضور آمریکا در فیلم نیستیم و خود این نکته تا حدودی فیلم را متمایز می‌کند. هدف فیلم به تصویر کشیدن یک نمایش جنگی  در جنگ‌جهانی نیست و جنگ کمترین نقش را در دانکرک دارد. همانند سه‌تیغ‌اره‌ای مل گیبسون، دانکرک یک اثر ضد‌جنگ است اما در فیلم شاهد رنج و درد جنگ نیستیم و خشونتی در آن وجود ندارد که اگر وجود داشت می‌توانست فیلم تاثیرگذارتری باشد. یکی از مهم‌ترین دلایل عدم استفاده از خشونت به لقبی است که در ابتدای مقاله به نولان داده شد. کریستوفر نولان یکی از بلاک‌باستر های موفق است که توجه زیادی به گیشه دارد پس برای فروش بیشتر باید طیف گسترده‌ای از مخاطبین را موردهدف قرار دهد. اگر خشونت فیلم زیاد بود، درجه سنی بزرگسال به فیلم داده می‌شد که ضربه بزرگی به فیلم های پرهزینه تابستانی است و به همین دلیل نولان از پرداختن به دردناک بودن جنگ پرهیز کرده است. جدا از این مسئله خود داستان فیلم هم خارج از فضای جنگ است و به عملیات تخلیه مرتبط است اما امکان دراماتیک کردن آن برای تاثیر بیشتر وجود داشت. دانکرک داستان یک اسارت است که در قالب یک واقعه تاریخی روایت شده و تلاشی برای راهایی و بقاست. پررنگ ترین مشخصه فیلم، امید است. امید به زندگی، امید به رهایی در طول مدت فیلم در هرسه قسمت آن به چشم می‌خورد که باعث شده دانکرک بیشتر از آنکه به قصه‌گویی بپردازد، معناگرا باشد. در مجموع دهمین فیلم کریستوفر نولان بهترین فیلم کارنامه هنری اوست که با انتخاب نوع جدیدکار قطعا در آینده فیلم های کامل‌تری را به سینما هدیه می‌دهد.

مقالات مرتبط

نقد و بررسی فیلم بلوند اتمی – Atomic Blonde

نقد و بررسی فیلم بیمار بزرگ – The Big Sick

 

دانکرک، داستان اسارت است، تلاش برای رهایی و رسیدن به تعالی. فیلم، یک فیلم جنگی است اما جنگ کوچک‌ترین نقش را در آن داشته و صرفا وسیله‌ای است برای داستان‌سرایی و بیان نظرات. فیلم در تضاد با جنگ قرار داشته اما سختی و دردناک بودن آن را به تصویر نمی‌کشد. امید در تمامی سکانس های فیلم به چشم می‌خورد و انگیزه بقا کلیدی ترین مشخصه فیلم است. دانکرک برخلاف فیلم های قبلی نولان به‌جای آنکه قصه‌گویی کند، معناگرا شده و این جذابیت کار را دوچندان می‌کند. دانکرک کاملا متاثر از سینمای کوبریک و فیلم ۲۰۰۱: ادیسه فضایی است اما در زمان‌ کوتاه خود زیبا‌ترین نمایش را از فیلم های کریستوفر نولان به تصویر می‌کشد. دانکرک قطعا بهترین فیلم نولان و یکی از بهترین فیلم های سال ۲۰۱۷ میلادی است. /رضا توکلی

نقد و بررسی فیلم Dunkirk - دانکرک
منتقد: رضا توکلی
۹
میانگین امتیازات: ۹
فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

2 دیدگاه در “نقد و بررسی فیلم Dunkirk – دانکرک

امیدوارم فیلم خوبی بشه

قطعا فیلم خوبی هست 🙂
ممنون بابت ارسال نظر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *