مجموعه زندگی

جمع‌بندی: نقد و بررسی فصل چهارم آینه سیاه (Black Mirror)

تمامی ۶ اپیزود فصل چهارم آینه سیاه (Black Mirror) در سایت منتشر شد و در هر مطلب به تحلیل و بررسی کامل آن پرداختیم، حال در این مقاله قصد داریم تمامی نقدها را به صورت یکجا در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه با سایت مجموعه زندگی همراه باشید.

نقد و بررسی اپیزودیک فصل جهارم آینه سیاه هم به پایان رسید و به صورت اختصاصی در هر مطلب به صورت کامل به نقد و بررسی آنها پرداختیم. نقد و بررسی اپیزودیک سریال به این ۱۳ دلیل هم که پیش‌تر در سایت شروع شده بود، با اتمام این سریال، دوباره از سر گرفته‌خواهد شد. در ادامه می‌توانید لیست کامل قسمت‌های فصل چهارم آینه سیاه را مشاهده کنید. برای مطالعه نقد و بررسی هر کدام تنها کافی است بر روی تصویر قسمت مربوط آن کلیک کنید و سپس نقد و بررسی هر اپیزود را به صورت جداگانه مطالعه کنید.

قسمت اول: یو‌اس‌اس کالیستر

 (مطالعه نقد و بررسی کامل)

بخش‌هایی از متن نقد | این تکنولوژی و پیشرفت روزافزون آن بالاخره ما را می‌کشد! این پیامی است که از شروع اولین اپیزود فصل اول، سریال می‌خواهد آن را به گوش ما برسد و  تمامی فصل ها و قسمت های این سریال با این رویکرد ساخته و پخش می‌شوند. در اولین قسمت از فصل چهارم سریال آینه سیاه، با یکی دیگر ضررها و آسیب‌هایی که قدرت تکنولوژی می‌تواند بر ما بگذارد آشنا می‌شویم. اولین نکته که باید در مورد اولین قسمت فصل جدید عنوان کرد این است که دیگر شاهد خطرات خود تکنولوژی بر روی زندگی نیستیم، بلکه شاهد ترکیبی از تکنولوژی و خطراتی که خود انسان‌ها می‌توانند ایجاد کنند هستیم. با شروع این قسمت یک فضاپیما روبرو هستیم که خدمه و رییسی داشته که در حال جنگ با فضا پیمای دیگری است. همانند همه قسمت های این سریال، در ابتدا کمی شما را گیج می‌کند. اما کم‌کم گره‌ها باز شده و در اواسط سریال، تمامی داستان را متوجه شده و باید در انتظار اتفاقات جدیدی باشید که خود شخصیت های فیلم هم از آن آگاهی ندارند.داستان ابتدایی سریال به سبک فیلم های فضایی دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی است که به سرعت پس از چند سکانس  وارد فضایی دیگر می‌شود. شخصیت اصلی این قسمت که رابرت دیلی با بازی  جیسی پلمونز است و..

 

قسمت دوم: آرک‌انجل

(مطالعه نقد و بررسی کامل)

بخش‌هایی از متن نقد | قسمت دوم فصل چهارم آینه سیاه دست بر روی تکنولوژی برای مراقب از کودکان گذاشته که دقیقا مانند یک شمشیر دولبه است. تکنولوژی به تصویر کشیده شده از یک طرف در دوران کودکی بسیار خوب بوده اما هرچه بچه بزرگ‌تر می‌شود، ضررهایی برای روابط اجتماعی آن به وجود می‌آورد. داستان این قسمت در مورد مادری است که به تازگی دخترش به دنیا آمده که می‌خواهد با استفاده از یک تکنولوژی که به تازگی در دسترس عموم قرار گرفته، برای مراقبت از فرزندش استفاده کند. خیلی سریع به سراغ تکنولوژی این قسمت می‌رویم. همانند قسمت اول، این تکنولوژی هم از طریق شقیقه بر روی انسان‌ها تاثیر گذاشته و عمل می‌کند. اگر توجه کرده باشید در قسمت ابتدایی این مقاله، عنوان شد که از لحاظ زمانی، محیط خیلی دور به نظر نمی‌رسد اما تکنولوژی مورد استفاده در این قسمت، حداقل صد سال با زمان حال فاصله دارد و این اولین تناقض این قسمت حساب شده که افزایش موارد این‌چنینی، یکی از ضعیف ترین قسمت های این فصل را تقدیم بینندگان می‌کند!

 

قسمت سوم: کروکودیل

 (مطالعه نقد و بررسی کامل)

بخش‌هایی از متن نقد | در حال حاضر دو قسمت اول فصل چهارم رویکرد کاملا یکسانی داشتند و تکنولوژی به تصویر کشیده در آن‌ها مشابه یک‌دیگر بود. حال در قسمت سوم هم شاهد همچین نوع تکنولوژی هستیم که همانند قسمت‌های دیگر عمل می‌کند. اتصال گجتی به شقیقه و مرور خاطرات. این وسیله خیلی عجیب و غریب می‌توانید خاطرات شما را با همان تصویر واقعی بر روی مانیتور کوچک خود نمایش داده و حقیقت را بگوید. داستان قسمت سوم از جایی شروع می‌شود که دو شخصیت اصلی داستان به نام‌های راب و میا در حال خوش‌گذارنی در یک جشن هستند و فورا سکانس بعدی درون ماشین را نشان می‌دهد. یک تصادف ترسناک رخ می‌دهد و با یک ضربه وارد خط داستانی این قسمت می‌شویم. اولین سکانس های فیلم فضای سرد و برفی بسیار خوبی را به نمایش می‌گذارد که ارتباط بسیار خوبی با ادامه داستان نیز دارد. پس از تصادف و کش و قوس‌های فراوان، راب به عنوان راننده‌ای که مست بوده تصمیم می‌گیرد میارا راضی کند که به پلیس خبر نداده و جنازه را مفقود کنند. 

 

قسمت چهارم: دی‌جی را حلق‌آویز کن

 (مطالعه نقد و بررسی کامل)

بخش‌هایی از متن نقد | آینه سیاه پیش‌تر در مورد روابط عاشقانه نیز ابزار اظهار نظر کرده بود و حال در قسمت چهارم فصل چهارم دوباره وارد این موضوغ می‌شویم. یکی از ویژگی‌های مثبت این اپیزود، این است که تا نیمه داستان خود ما به عنوا ن ببینده کل داستان را نمی‌دانیم و یکباره همه‌چیز دستمان می‌آید که قضیه از چه خبر است. دنیایی را مشاهده می‌کنیم که خیلی شیک و تمیز پر از زوج‌های جوان است که به وسیله یک گجت و پشتیبان صوتی آن (که مربی خطاب می‌شود) به هم می‌رسند. از همان ابتدا می‌توان تا حدودی مصنوعی بودن محیط را احتمال داد. داستان این اپیزود در مورد پسر و دختری جوانی به نام‌های فرانک و امی است که در قسمت افتتاحیه آن ها به هم رسیده باید یک قرار شام داشته باشند. خوشبختانه دیگر خبری از شقیقه در روایت داستان نیست و همه‌چیز با دست انجام می‌شود! زمانی که هزمان دختر و پسر گجت را لمس کنند، می‌توان زمان تعیین شده برای رابطه‌شان را متوجه شوند. در اولین قدم‌ها این سوال پیش می‌آید که این مربی کیست و چگونه و بر چه اساسی آدم‌ها را برای هم انتخاب می‌کند. 

 

قسمت پنجم: کله‌فلزی

 (مطالعه نقد و بررسی کامل)

بخش‌هایی از متن نقد | قسمت پنجم فصل چهارم هم همانند بسیاری از قسمت‌ها در ابتدا کاملا شما را گیج کرده و بسیار ذره‌ذره داستان را به شما منتقل می‌کند. این اپیزود که برای تاثیر‌گذاری بیشتر و پی بردن به عمق فاجعه به تصویر کشیده شده به صورت سیاه و سفید فیلم‌برداری شده است، روایتی پسا‌ آخر‌الزمانی داشته و تلاش برای بقا یک مادر را نشان می‌دهد. در همین ابتدا باید گفت که پایان بندی این اپیزود همه‌ ارزش‌های این فیلم را روش می‌کند و تازه می‌توان متوجه شد که این همه حرکت و فرار برای چه چیزی بوده‌ است. در ابتدای شروع داستان شاهد سه شخصیت به نام‌های بلا، تونی و کلارک هستیم که نسبت آن‌ها با یک دیگر معلوم نیست و به یک مکان نامعلوم برای برداشتن یک چیز نامعلوم آمده‌اند. این موارد نامعلوم متاسفانه در ابتدا داستان نمی‌توانند خیلی بیننده را جذب کند باعث یک جور پوچ‌گرایی در سریال شده است. ما مرگ فجیع شخصیت‌ها را می‌بینیم اما هیچ احساسی نسبت به آنها نداریم. که بوده‌اند؟ برای چی‌ به اینجا آمدند؟ این سوال‌ها تا وقتی به پاسخ نرسند، نمی‌توان از بیننده انتظار داشت که دلش برای شخصیت‌های داستان که دیگر مرده‌اند بسوزد. این روند متاسفانه تا یک سوم پایانی این اپیزود ادامه دارد و ما نمی‌دانیم چرا باید فرار و تلاش برای بقا‌ زنی را ببینیم که نه اصلا می‌دانیم که هست و نه می‌دانیم چه‌کار می‌خواهد انجام دهد! 

 

قسمت ششم: موزه سیاه

(مطالعه نقد و بررسی کامل)

بخش‌هایی از متن نقد | اولین سرنخ برای اینکه متوجه شویم خود این اپیزود، نقدی بر کل سریال آینه سیاه بوده است را می‌توان از نام این اپیزود بدست آورد. موزه سیاه و نام سریال که آینه سیاه است شباهت با یک دیگر داشته که گویا منظور چارلی بروکر (خالق و نویسنده سریال) دقیقا خود داستان‌هایش است. هر چه در داستان فیلم جلوتر می‌رویم به خود موزه می‌رسیم شاهد تصاویری هستیم که برای طرفداران این مجموعه بسیار هیجان‌انگیز است. دومین سرنخ ابزار و وسایل درون موزه است که دقیقا همان تکنولوژی و یا ابزار‌هایی است که به وسیله آنها در اپیزود‌های قبلی شاهد جنایت بوده‌ایم. موزه‌ای که در ایپزود نهایی فصل چهارم مشاهده می‌کنیم نمایشی از تمامی ابزاری است که در قسمت‌های قبلی دیده بودیم و دیگر بهتر از نمی‌شود که این موزه خود سریال آینه سیاه است. همانند بسیاری از اپیزود‌های این فصل باز هم در اولین سکانس شخصیت موردنظر ما سوار بر اتومبیلی در حال حرکت در جاده‌های خالی و خلوت است. محیط اولیه سریال، یک نمایی از دنیای عقب‌تر از زمان ما را نشان می‌دهد و در بهترین حالت گویا در زمان حال جریان دارد.

 

 

 

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

1 دیدگاه در “جمع‌بندی: نقد و بررسی فصل چهارم آینه سیاه (Black Mirror)

ممنون واسه ی این کار خیلی جالب بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *