مجموعه زندگی

نقد فیلم Three Billboards Outside Ebbing, Missouri – سه بیلبورد خارج از ابینگ میزوری

امتیاز Three Billboards Outside Ebbing, Missouri
منتقد: رضا توکلی
۹
میانگین امتیازات: ۹

فیلم سینمایی سه بیلبوردخارج از ابینگ میزوری (Three Billboards Outside Ebbing, Missouri) برنده گلدن گلوب بهترین فیلم سال ۲۰۱۷، یکی از مهم‌ترین فیلم‌های امسال بود که تعریف جدید از روابط انسانی را به نمایش می‌گذارد. در ادامه با نقد و بررسی این فیلم در سایت مجموعه زندگی همراه باشید.

سه بیلبورد خارج از ابینگ میزوری فیلمی به کارگردانی مارتین مک‌دونا ، در میان همه فیلم‌های ۲۰۱۷ یک تعریف جدید از روابط انسانی در یک محیط کوچک ارایه می‌دهد. زنجیره‌ای از اتفاقات که پشت‌سر هم جریان‌ دارند و کاملا به یک‌دگیر وابسته‌اند. پیش‌تر فیلم بسیار موفق و نادیده شده بیمار بزرگ هم مجموعه‌ای از روابط انسانی میان دو خانواده با فرهنگ‌های متفاوت بود اما در سه بیلبورد خارج از ابینگ میزوری، یک منطقه جغرافیایی مورد بحث بوده و بسیار زیبا با یک روایت جذاب از قرار گیری سه بیلبورد خارج از شهر و در جاده‌ای که کسی آنجا رفت‌و‌آمد نمی‌کند، داستان خود را آغاز می‌کند. این فیلم یکی از بهترین فیلم‌های قصه‌گو سال بوده که از اولین سکانس‌ها کار خود را آغاز کرده و حتی در پایان شما را محدود نمی‌کند و پس از اتمام زمان نمایش فیلم، باز مجبور به تصمیم‌گیری برای ادامه آن هستید. از انتخاب عنوان فیلم تا شروع روایت داستان شاهد خلاقیت‌‌هایی در فیلم هستیم که آن را منحصر به فرد می‌کند. چرا سه بیلبورد خارج از ابینگ! از همین نام فیلم داستان آن شروع شده و بهترین نتیجه را هم از آن می‌گیرد. در اولین نکته این فیلم، پیامی قرار گرفته که به صورت کامل بر روی کل روایت داستان سایه‌اش به چشم‌ می‌خورد. خارج از دید بودن و یا به نوعی گمنام بودن اصلا اهمیت ندارد و این اهمیت موضوع و آن ارزشی است که شما در مورد آن بحث می‌کنید. این جمله را احتمالا بیشتر در استارت‌آپ ویکند‌ها می‌شنوید ولی سه بیلبورد خارج از ابینگ میزوری دقیقا همچنین حرفی را می‌زند. جاده‌ای که در فیلم عنوان می‌شود از سال ۱۹۸۶ به دلیل ساخت بزرگراه دیگر بی‌استفاده شده و کسی از آنجا نمی‌گذرد، یکباره مرکز توجه کل شهر و رسانه‌ها شده و پیام خود را به گوش همه مردم می‌رساند. آغاز داستان این فیلم پیام‌هایی است که شخصیت اصلی داستان یعنی میلدرد با بازی فرانسیس مک‌دورمند، بر روی این سه بیلبورد می‌نویسند. تجاوز هنگام کشته شدن، چطور کسی تابه حال دستگیر نشده؟ تاکی رییس پلیس ویلوبی؟

میلدرد پیام خود از این طریق به دوباره به شهر می‌رساند. دختر او آنجلا هیز توسط افراد ناشناسی مورد تجاوز قرار گرفته و کشته‌ شده‌است و خبری از عاملان این حادثه نیست. فیلم فضای کمدی داشته و اما از صد فیلم واقع‌گرایانه‌ درام نیز غم‌انگیز‌تر است. فلش‌بکی که در اواسط فیلم می‌بینیم که نشان می‌دهد چرا و چگونه آنجلا پس از دعوا با مادرش پیاده در آن جاده قدم می‌گذراند، درجه غم‌انگیز بودن فیلم را بالاتر می‌برد. لحظات احساسی که رییس پلیس ویلوبی (با بازی وودی هارلسون) پس از مشکلات پیرامون سرطان خود رقم می‌زند، در کنار شوخی‌ها، می‌تواند اشک شما را هم درآورد. در سه بیلبورد خارج از ابینک میزوری شاهد مجموعه‌ای از روابط انسانی هستیم. میلدرد با یک حرکت اعتراضی، رییس پلیس ویلوبی و افسر دیگری به نام دیکسون را وارد داستان می‌کند. ویلوبی که نمی‌تواند با سرطان خود مبارزه کند، قصد پایان دادن و به زندگی خود را داشته و برای میلدرد و دیکسون نیز نامه می‌نویسد که زمان خواندن آن‌ها، زمان تغییر درونی شخصیت‌ها است. یک فرد ناشناس بیلبوردها را آتش می‌زند که در ابتدا میلدرد فکر می‌کند مربوط به اداره پلیس است. ویلوبی خودش پول اجاره مجدد بیلبوردها را به صورت ناشناس داده بود و میلدرد با یک تغییر قصد دارد خودش یک‌تنه انتقام بگیرد و به اداره پلیس را به آتش می‌کشد. حال تغییر دوم در دیکسون روی می‌دهد او که خیلی در ابتدا به دنبال ارضا حس قدرت‌طلبی خود بوده و مسئول تبلیغات بیلبورد‌ها را که فکر می‌کرد ویلوبی به خاطر آن خودکشی کرده است را حسابی مورد ضرب و شتم قرار داده بود، پس از خواندن نامه ویلوبی متحول شده و خودش می‌خواهد به دنبال قاتل دختر میلدرد بگردد. از همین رو وقتی که میلدرد در حال آتش زدن اداره پلیس بود، دیکسون است که تنها پرونده آنجلا هیز را همراه با جانش از اداره خارج می‌کند. جدا از تغییر شخصیت‌ها، آن حس پشیمانی شخصیت‌ها هم به خوبی در فیلم به تصویر کشیده شده است که در ادامه به صورت کامل آن را بررسی خواهیم کرد.

دیکسون که حسابی دچار سوختگی شده است که در بیمارستان هم‌اتاقی رد والبی همان مسئول بخش تبلیغات جاده می‌شود. دیکسون به او می‌گوید که من همان کسی هستم که تو را از طبقه دوم دفتر به پایین پرتاب کرد. باز هم حس پشیمانی و بخشش به زیباترین شکل به تصویر کشیده می‌شود. از سوی والبی ابتدا نپذیرفتن و سپس کنار آمدن. این چرخه زندگی است که در چندین مرحله در فیلم شاهد آن هستیم. در فیلم دو مورد پیش‌بینی در مورد آینده رخ می‌دهد که خیلی جالب به درستی به حقیقت می‌پیوندند. اول مربوط به همان سکانسی است که آنجلا از مادرش میلدرد می‌خواهد ماشین را در اختیارش بگذارد اما او قبول نکرده و با عصبانیت زمانی که در حال ترک خانه است می‌گوید، ایکاش در جاده وقتی که پیاده می‌روم کسی به من تجاوز کند و همین اتفاق هم رخ می‌دهد. مورد دوم هم آنجاست که رییس پلیس می‌گویند این از آن پرونده‌هایی است که مدت‌ها بی‌نشان باقی می‌ماند و در آخر کسی در کافه‌ای در موردش با دوستش صحبت کرده و پروند لو می‌رود. این مورد هم دقیقا روی داده و دیکسون خودش شخصیت متفاوتی پیدا کرده در یک کافه، با کسی روبرو می‌شود که در حال تعریف کردن جنایتی مشابه پرونده آنجلا هیز است و پس از یک درگیری عمدی هم شماره پلاک ماشینش را بر می‌دارد هم دی‌ان‌ای آن را برای شناسایی! دیکسون به اصطلاح پررو در ابتدای داستان، یک شخصیت قهرمان به خود گرفته و به دنبال انتقام از آن جنایت‌کار است. در چندسکانس بعد وقتی معلوم می‌شود که شخص موردنظر اصلا در آن زمان در ایالت نبوده است قضیه منتفی شده اما دیکسون می‌داند که شخصی که با آن درگیر شده است هم همانند پرونده آنجلا، یک جنایت را رقم زده پس در یک سکانس فینال، دیکسون به همراه میلدرد عازم سفری می‌شوند که شاید در آن کسی کشته شده یا مجدد بخشیده شود. پایان باز فیلم باعث می‌شود نتوانیم نقطه‌ای را برای پایان این اثر درنظر بگیریم که کمی به آن ایراد وارد است. در فیلم های قصه‌داری مانند سه بیلبورد خارج از ابینک میزوری شاهد روایت‌هایی هستیم که باید به پایان برسند و پایان باز برای این دسته از فیلم‌ها چندان خوشایند نبوده و ترجیح می‌دادم با یک پایان بندی بسیار خوب در کنار موسیقی متن عالی آن، روبرو شویم.

برای دانلود رایگان فیلم Three Billboards Outside Ebbing, Missouri کلیک کنید

در سه بیلبورد خارج از ابینگ میزوری (Three Billboards Outside Ebbing, Missouri) شاهد روایتی غم‌انگیز و تاثیرگذار در یک فضای کمدی هستیم. مجموعه‌ای از روابط انسانی که تاثیر انسان‌ها بر یک دیگر به خوبی به تصویر کشیده شده است. خشم، رفتار عجولانه و در نهایت پشیمانی و بخشش مفاهیمی از زندگی دنیای امروز است که به خوبی در مورد شخصیت‌ها و تیم بازیگری آن هم صدق می‌کند. در کنار همه‌ این مفاهیم و تصاویر یک موسیقی متن بسیار هماهنگ را نیز تصور کنید. سه بیلبورد خارج از ابینگ میزوری قطعا از بهترین‌های سال ۲۰۱۷ بوده اما نبود یک پایان بندی رضایت‌بخش باعث می‌شود بیشتر آن را با سایر فیلم‌های برتر سال، برای انتخاب بهترین مقایسه کنیم!

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *