مجموعه زندگی

نقد فیلم Lady Bird – لیدی برد

امتیاز فیلم Lady Bird
منتقد: رضا توکلی
۹
میانگین امتیازات: ۹

لیدی برد (Lady Bird) یکی از مهم‌ترین فیلم‌های سال ۲۰۱۷ میلادی بود که با استقبال بسیار خوب منتقدین همراه شد و در ادامه در سایت مجموعه زندگی قصد داریم به نقد و بررسی آن بپردازیم.

در اولین جمله در بررسی فیلم لیدی برد (Lady Bird) باید گفت که آن بسیار فیلم عجیبی است. از یک طرف از فرمول موفق شده فیلم‌های سینمای واقع‌گرایی پیروی کرده و از سوی دیگر، بر روی ریتم شاد و مفرح کمدی‌های دبیرستانی تمرکز دارد. از تمامی ویژگی‌های سینمای واقع‌گرایی که مشابه آن‌ها را بیشتر در سینمای اروپا دیده بودیم، استفاده کرده و کاملا برای دوستداران این جنس از سینما آشنا است. لیدی برد می‌توانست یکی از بی‌هدف ترین و یا به بیان دیگر به یکی از سردرگم‌ترین فیلم‌های سال تبدیل شود اما با رعایت چند نکته از این احتمال، خود را جدا کرده و سوار بر سفینه خیال پیش به سوی فتح آسمان‌ها است. این عبارت آخر تصوری است که سازندگان لیدی برد در نظر دارند. گرتا گرویک به عنوان اولین فیلم خود به عنوان نویسنده و کارگردان موفق ظاهر شده و توانسته یک فیلم قابل تقدیر را وارد این صنعت کند اما در انتخاب سقف نهایی برای فیلم خود خیلی رویا پردازانه عمل می‌کند. لیدی برد قطعا جز بهترین فیلم‌های سال است اما به هیچ‌وجه بهترین نیست و در آن می‌توان ضعف‌هایی را دید که تنها به دلیل مسائل تکنیکی کار نیست و به ایده اصلی و جریان قرار گیری داستان مربوط می‌شود که در ادامه بیشتر به آن خواهیم پرداخت.

لیدی برد (Lady Bird) ترکیبی از دو جریان در سینما است که پیش‌تر هر کدام از آنها به صورت جداگانه مورد بحث قرار گرفته‌اند و موفق هم ظاهر شده‌اند و حال این ترکیب دو فضای رئال و کمدی است که لیدی برد را متفاوت و آن را جذاب کرده است. فیلم های ژانر دروان بلوغ و کمدی‌های فاجعه دبیرستانی را بار‌ها دیده‌ایم و از طرف دیگر در این فرم روایت داستان، عناوین خوبی هم روانه سینما شده‌اند که یکی از مهم‌ترین آنها را کمدی هر کی یک‌ چیزی می‌خواد محصول ۲۰۱۴ میلادی است که به دست کسی ساخته‌ شده که در جریان دوم فیلم‌های دوران بلوغ یک اثر کامل را ارایه داده است. از این کمدی‌ها که بگذریم به جریان دوم سینمای ژانر بلوغ می‌رسیم که بر زخم‌ها و مشکلات این دوران می‌پردازند. در بسیاری از مواقع در این سبک شاهد افراط هستیم که یک درام واقع‌گرایانه‌را تقریبا به یک هایپر رئالیسم تبدیل می‌کنند. ریچارد لینکلیتر در فیلم بچگی خود یک فضای بدون امید و تقریبا تاریکی از دوران بچگی تا بلوغ را روایت کرد که هیچ نکته‌ی امید بخشی در آن نبود و بسیاری به منظور لذت بردن از یک ورزش زمستانی خاص (!)، فیلم را سرلوحه کار خود قرار داده مشغول یه ساخت فیلم‌های دیگر شدند. همه فیلم های ژانر بلوغ کمدی خوب نیستند و همینطور همه درام‌های رئال. حال در این سال، لیدی برد (Lady Bird) با یک حرکت هوشمندانه این دو سبک را با هم ترکیب کرده و برای اولین فیلم یک کارگردان خیلی این عمل قابل تحسین است. از هر دو جهت به اندازه در فیلم کار شده و هیج‌یک بر دیگری غلبه نمی‌کند.

یکی از ویژگی‌های مثبت لیدی برد (Lady Bird) غیر قابل پیش‌بینی بودن آن است. به طور کلی خط داستانی را می‌توان بعد از دیدن چند سکانس حدس زد اما لحظات کوچک و بزرگ هیجان انگیزی داشته که هیجان را به آن اضافه کرده است. در اولین سکانس‌های فیلم شخصیت اصلی ما کریستین مک‌فرسن (سیرشا رونان) که از از بقیه می‌خواهد او را لیدی برد خطاب کنند، با مادر خود ماریون (لاری میت کالف) رابطه گرمی داشته و اصلا اینطور برداشت می‌شود که یک فضای عاطفی میان مادر و ختر در ادامه فیلم طرف هستیم که بعد از یک سکانس اعصاب خورد‌کن در ماشین و آن جمله جالب نوشته شده روی گچ دست شکسته، می‌فهمیم که نه خیلی هم اوضاع خراب است! حالا جدا از اینکه چطور کریستین در آن سرعت فقط دستش شکست، این‌ها اولین غافگیری‌های فیلم بوده که در ادامه باز هم شاهد آنها هستیم که بعضی مانند سکانس ابتدایی برای ببینده غافلگیر کننده است و حتی در سایر قسمت‌ها بری خود شخصیت‌های فیلم. لیدی برد  شخصیت‌محور است و تمامی اتفاقات به تصویر کشیده به جز ایده اصلی کریستین، مربوط به رفتار و عمل شخصیت‌های درون فیلم است. هر کدام از شخصیت‌های فیلم رفتار و حرکاتی دارند که اتفاقا کریستین با همه آنها در بازه‌ای از زمان کنار می‌آید که در اصل بی‌ثبات بودن کریستین را نشان می‌دهد و گرتا گرویگ در یک سکانس به صورت واضح آن را نشان می‌دهد که زمانی که کریستین ۱۸ ساله می‌شود فورا به فروشگاه رفته و سیگار و مجله بزرگسالانه پلی‌گرل را می‌خرد. این کریستین بی‌ثبات است و یک ایده بزرگ در ذهن خود دارد ولی راه‌های رسیدن به آن را نمی‌داند مشکلی است که بسیاری از هم‌دوره‌های این شخصیت در دنیای واقعی با آن دست و پنجه نرم می‌کنند و اتفاقا بسیار خوب است که به این موضوع در فیلم پرداخته شده است.

اولین نشانه‌های مستقل بودن نوجوان‌ها به ساده ترین شکل ممکن در لیدی برد (Lady Bird) دیده می‌شود که کریستین می‌خواهد همه او را به نام لیدی برد صدا کنند نه کریستین زیرا می‌خواهد اسمی داشته باشد که خودش برای خود انتخاب کرده نه اسمی که قبل از بروز ویژگی‌های آن، به او نسبت داده شده است. یکی دیگر از ویژگی‌های مثبت لیدی برد (Lady Bird)، واقعی بودن آن است. تقریبا شاهد افراط در فیلم نیستیم و یک فضای واقعی که ممکن در است در خانه و زندگی هر نوجوانی پیش بیاد طرف هستیم و این خوب است اما یک سری نکاتی در فیلم قرار دارد که به دلیل یک سری فاکتور‌ها برای کسب امتیاز منتقدین در آن قرار گرفته‌اند. بالاخره همه می‌دانند که فیلم‌های فضای رئال که واقعیت و درد‌های جوامع را به تصویر بکشد و یا به اقلیت‌های دینی، جنسی و طبقاتی نگاه داشته باشد، نزد منتقدین محبوب بوده و در همه جشنواره‌ها ستایش می‌شود. به هیچ‌وجه قصد ندارم که این دسته از فیلم‌ها را بی‌ارزش خطاب کنم و اتفاقا برعکس طرفدار بسیاری از آنها نیز هستند اما لیدی برد می‌توانست فضای شیرین‌تری از این دوران روایت کند و یا یک ملایم‌تر رفتار کند. برعکس صحنه‌های تند و دعوا‌های خانوادگی بسیار زننده‌ای در فیلم وجود دارد که دلیل این همه استفاده از آن‌ها را نمی‌دانم. در واقع دلیلش در فیلم روشن نیست اما خوب دلیل برای مسایل غیر فنی در فیلم، زیاد دارد. کلیدی ترین ویژگی مشکلات کریستین به شرایط مالی خانواده‌اش برمیگردد که باعث شده در یک دبیرستان دخترانه کاتولیک با محدودیت‌ها و اتقادات مذهبی شدید تحصیل کند. این مورد در فیلم به چندین حالت به تصویر کشیده شده که او برای فرار از این محیط رو به کلاس‌های تئاتر می‌آورد و یا حتی به دلیل به توجهی به درس می‌خواهد یا به صورت سنتی تقلب کند و یا دفتر یک معلم را دور بیاندازد. درواقع لیدی برد این فیلم می‌خواهد خیلی سریع به آرزو‌های‌اش برسد، از شهر خود رفته و در یک دانشگاه خوب ادامه تحصیل دهد، اما برای آن تلاش نمی‌کند و باز این مورد هم مسئله بسیاری از هم‌سن و سالان او است که جدا از یک شبه به آرزو رسیدن می‌خواهند بدون زخمت و تلاش آن را نیز بدست آورند. اولین تناقض‌‌ها با پایان‌بندی فیلم شکل می‌گیرد. او به خواسته‌اش می‌رسد اما تلاش نمی‌کند. فیلم در همان روال ابتدایی خود پیش می‌رود اما نتیجه متفاوت را نشان می‌دهد که طبیعتا درست نیست. شخصیت درونی کریستین شکل نگرفته و در چندین صحنه رفتار و حرکات متفاوتی از خود نشان می‌دهد، دوستان خود را نمی‌تواند حفظ کند و شاهد دایره‌ای از دوستان کریستین هستنیم که مدام در حال چرخش‌اند و در پایان دوباره به همان دوست اولیه خود باز میگردد. از لحاظ عاطفی از مادش فاصله گرفته و با پدرش ارتباط برقرار می‌کند. در بین آرام شدن کریستین با پدرش، خود پدر او که لری نام دارد نیز بعد از بیکار شدن احساس خوبی داشته و یا حداقل مانند همسرش شلوغ کاری نمی‌کند.

برای دانلود رایگان فیلم Lady Bird 2017 کلیک کنید

لیدی برد (Lady Bird) فیلم کاملی از دوران بلوغ را به مخاطب نشان می‌دهد و همچنین واقع‌گرایی آن هم بسیار به دنیای ما نزدیک بوده و ممکن است بسیاری از اتفاقات به تصویر کشیده شده برای ما نیز رخ دهد. روایت داستان عالی است و درست یکی پس از دیگری، اتفاقات را پشت سر می‌گذاریم. شوخی‌های فیلم در کنار فضای رئال آن هیچ تناقضی را به وجود نمی‌آورد. یک سری ایرادات نظری در مورد جریان به تصویر کشیده شده در فیلم وجود دارد که مهم‌ترین آن عدم تلاش بیشتر کریستین برای موفقیت بوده که در یک حرکت معکوس به نتیجه رسیدن هدف آن را مشاهده می‌کنیم. در مجموع لیدی برد شما را ناراضی نکرده و یک ۹۰ دقیقه جذاب را برای شما به ارمغان می‌آورد.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *