مجموعه زندگی

نقد و بررسی فیلم زرد

زرد اولین ساخته سینمایی مصطفی تقی‌زاده از جمله فیلم هایی است که به بخش اصلی جشنواره فیلم فجر راه پیدا نکرد اما توانست در جشنواره های خارجی تا حدودی موفق باشد. در ادامه با نقد و بررسی این فیلم در سوگنو (سایت سینمایی مجموعه زندگی) همراه باشید.

شروع بحث در مورد فیلم زرد، نیازمند یک مقدمه بسیار طولانی و مفصل است که حال قصد نداریم آن را به صورت کامل در این مقاله بیان کنم اما خلاصه‌ای از آن به صورت پیش‌نیاز اجباری است. سینمایی که ما مدیون آن هستیم، سینمای اروپا و فیلم های رئال آن است که باعث، همانند آنها در سطح جهانی دیده شویم. هالییودی که از فیلم های رئال و حتی گاهی هایپر‌رئالیسم خبری نداشت با دیدن فیلم های سینمای اروپا مجذوب آن شد. به صورت کامل و مستند در مقاله به صورت جداگانه در این مورد صحبت خواهیم کرد اما همین مسئله باعث شد که فیلمسازان ایرانی هم با تقلید از سینمای اروپا بتوانند خود را در سطح جهانی مطرح کنند. همه با پیشتازان این سبک فیلم‌سازی آشنا هستند. عباس کیارستمی که درکنار مفاهیم انسانی و زیبای خود وام‌دار سینمای اروپا بود و پس از آن اصغر فرهادی، ارادت خود را سینمای اروپا و رئالیسم افراطی نشان داد. پس موفقیت فرهادی، طبیعی است که فیلمسازان جوان، تازه‌کار و یا حتی با‌تجربه بخواهند با ساخت فیلم هایی با استاندارد فیلم های اصغر فرهادی، در جشنواره های خارجی خودنمایی کنند. اما فیلم های اصغر فرهادی صرفا به دلیل تقلید از سبک فیلم سازی اروپا نبود که مطرح شد و کلیدی ترین نکته فیلمنامه های حساب و کتاب شده این کارگردان است. در طی سال های گذشته، به صورت دقیق‌تر پس از موفقیت فیلم تاثیرگذار جدایی نادر از سیمین، شاهد انبوهی از فیلم های درام و رئال در سینمای ایران بوده‌ایم که هریک از دیگری بدتر. انتخاب این سبک از فیلمسازی به تنهایی هیچ‌ مانعی ندارد اما کپی کردن حرکات و مفاهیم کوچک و بزرگ، فیلم های شاخص این سبک است که آثار تولید شده را از یک فیلم متوسط هم پایین‌تر می‌آرود. البته موارد گفته شده طبیعتا برای همه فیلم ها صدق نمی‌کند و برای مثال سعید روستایی، به عنوان یک فیلم‌اولی با ساخت ابد و یک روز، که در دسته همین فیلم های رئال قرار می‌گیرد، در کنار فرم مشابه، مفاهیم جدید را وارد این سبک از فیلمسازی کرد که تحسین برانگیز است اما کار کارگردان فیلم موردنظر ما یعنی مصطفی تقی‌زاده چگونه است؟

زرد صرفا یک کپی برداری و تقلید کورکورانه از سینمای نو ایران است و مجموعه‌ای است از همه گرفتاری ها و معضلات اجتماعی که تا کنون پشت سرهم آنها را در سینما دیده‌ایم

هرکس با سینمای اصغر فرهادی آشنایی داشته باشد و یا حداقل فیلم درباره الی را دیده باشد، می‌تواند متوجه شباهت هایی شود. وجود شباهت در فیلم ها امری کاملا طبیعی است و به خودی خود یک امتیاز منفی تلقی نمی‌شود اما سعی در شبیه سازی بیشتر و تقلید از المان های یک فیلم و بازسازی آنها می‌تواند یک اثر را به پایین بکشد. از اولین سکانس های فیلم که بدون هیچ دلیل و منطقی از شمال کشور شروع و دقیقا همان جمع شاد و خوشحال درباره الی را تداعی می‌کند. این تازه اول کار است و پس از گذشت حدود ۲۰ دقیقه، با یک اتفاق که همانند درباره الی هولناک است، فیلم وارد فاز جدی خود شده و در آن بقیه داستان را روایت می‌کند. داستان فیلم دروغ محض است. در خلاصه داستان فیلم آمده که ۵ جوان خلاق و مخترع ایرانی با ساخت وسیله‌ای توانسته‌اند میزان مصرف برق دستگاه های صنعتی را تا ۵۰ درصد کاهش دهد و برای ثبت اختراع خود می‌خواهند به کشور ایتالیا سفر کنند. خب بعد از خواندن این خلاصه و دیدن فیلم باید گفت که این داستان ساخته شده در فیلم وجود ندارد و تنها بهانه‌ای است برای ساختن چند سکانس دعوا و سرهم داد زدن! هیچ نشانه‌ای از مخترع و یا حتی باهوش بودن در بین تیم بازیگری به چشم نمی‌خورد و کاملا یک داستان غیرمنطقی از ابتدا شروع به روایت می‌شود. همانند درباه الی این فیلم هم باید ضربه سخت وارد فاز جدیدی می‌شود. زیر گرفتن یک کودک. هرچه در سینمای آمریکا به نمایش گذاشتن کودک‌آزاری و یا حتی قتل و اذیت کردن آنها، سخت گرفته می‌شود و فیلمی مثل سیکاریو مجبور است برای نمایش این صحنه چند دقیقه‌ای از خود را سانسور کند، در ایران این قضیه یک مسئله حل شده است و اصلا بسیاری از فیلم ها بر این مبنا شکل می‌گیرند که باز می‌تواند تقلیدی از فیلم جدایی نادر از سیمین باشد که با کشته شدن یک جنین فیلم رنگ و بوی دیگری به خود می‌گیرد. به طرز ناشیانه‌ای فیلمساز سعی کرده تا فیلمنامه‌ای به قدرت فیلمنامه های فرهادی بسازد و دقیقا از بسیاری المان ها فرهادی در فیلم استفاده کرده است. زمانی که در یک موقعیت یک مسئله تا آستانه حل شدن پیش می‌رود باید منتظر یک گره جدید و بزرگ‌تر باشیم. در جدایی و درباره الی این شیوه از نگارش فیلمنامه در راستای داستان، منطقی و پشت سرهم بود اما در زرد به هیچ‌وجه چنین مسئله‌ای وجود نداشته و کاملا کورکورانه مشکلاتی به گره‌ اصلی وارد می‌شود. سکانس های تکراری و چیده‌شده دعوا و درگیری برای هر یک از گره‌های فیلم درنظر گرفته شده است که مشخص است تاکید کارگردان بر ساخت چندسکانس این چنین است و داستان مخترع بودن و ثبت اختراع صرفا یک بهانه برای به تصویر کشیدن مجموعه‌ای از رفتار های نادرست اجتماعی است. هر موضوعی که تا کنون به صورت مجزا در فیلم هایی با الگوی فرهادی دیده می‌شود، کارگردان سعی کرده در فیلم خود داشته باشد. نظر جشنواره های بدسلیقه که گاهی فکر میکنند بر مسیر جریان روشنفکری هستند، این چنین است که اگر در فیلم مشکلات و گرفتاری ها یک شخص نمایش داده شد، یک امتیاز مثبت، شاهد درگیری و سکانس دعوا های اعصاب خوردکن (دیگر) ایرانی بودیم، باز هم یک امتیاز، دروغ و کلاه‌برداری و زن دوم یا دوست‌دختر مرد زن‌دار و… هم مواردی است که همگی برای یک فیلم ایرانی در سطح جهانی امتیاز دارد. حال که هریک از این موارد می‌توانند برای فیلمساز جایزه بدست آورند، چرا یک فیلم‌اولی نخواهد همه آن ها را باهم داشته باشد و کلکسیون خود را تکمیل کنید!

داستان مخترع بودن و ثبت اختراع صرفا یک بهانه برای به تصویر کشیدن مجموعه‌ای از سکانس دعوا و درگیری!

زرد صرفا یک کپی برداری و تقلید کورکورانه از سینمای نو ایران است و مجموعه‌ای است از همه گرفتاری ها و معضلات اجتماعی که تا کنون پشت سرهم آنها را در سینما دیده‌ایم. افراط در ساخت مشکلات و بازی با احساسات بیننده و منتقد به واسطه گشتن یک بچه، دیگر جواب نمی‌دهد و شاید بتوانند هیئت داوران چندجشنواره بی‌ارزش را جذب خود کند که آن هم همیشگی نیست. زرد تیم بازیگری کاملی دارد اما هیچ‌ وابستگی به نقش نوشته شده برای آنها ندارند و فورا وارد فضای فوق واقعی فیلم می‌شوند. بازی ها هیچ‌کدام چشمگیر نیست و حتی اگر از ساره بیات تعریفی هم شده قطعا به خاطر نقش آن در فیلم است نه بازیگری. این نقش طرفدار دارد. زنی که شوهرش در کما رفته، برای جور کردن پول به هر راهی می‌رود، ضعیف است، می‌خواهد تنها باشد، مشکلاتش به صورت تصاعدی بالا می‌رود، دوست‌دختر شوهرش وارد داستان می‌شود و.. متاسافانه همچنان گرفتار تبعیض جنسیتی در سینما هستیم و چون شخصیت محوری ما یک زن است و هزار مشکل دارد، باید آن را تحسین کنیم. این تحسین هم می‌تواند داخلی باشد و هم در مقیاسی بزرگ‌تر از طرف جشنواره های خارجی. در پایان فیلم هم بایک تقلید بسیار مضحک روبرو می‌شویم. فیلمی با این روایت داستانی پتانسیلی برای به تصویر کشیدن یک پایان باز نداد و این نهایت کپی برداری فیلم‌سازی است که فکر می‌کند، اگر پایان فیلم باز باشد، برایش سود دارد ویا در طول مدت فیلم، این فکر درسرش است که وقتی بازیگران داد و بیداد کنند، یعنی خوب بازی کرده‌اند! در فیلم زرد هیچ نکته مثبتی خودنمایی نمی‌کند و شاید در بهترین حالت بتوان به تدوین فیلم امتیاز داد اما آنقدر نکات منفی بزرگ و تاثیرگذار هستند که ارزش دیدن فیلم را از بین می‌برد.

زرد مجموعه‌ای از همه گرفتاری‌ها و مشکلات اجتماعی است که در این چندسال دیده‌ بودیم. کورکورانه از الگوی فیلم درباره الی تقلید می‌کند. داستان ابتدایی فیلم غیرواقعی است و اصلا وجود ندارد و صرفا بهانه‌ای است برای به تصویر کشیدن، مشکلات و چندسکانس دعوا و درگیری. بسیار کلیشه‌ای از یک زن (مظلوم) در فیلم استفاده می‌کند تا جایزه‌اش را بگیرد. فیلمساز فکر می‌کند با داد زدن بازیگرانش بهتر بازی کرده و برآن اصرار دارد. اگر در چندسال اخیر فیلم های هایپررئالیسم ایران را دیده‌اید، نکته جدیدی در زرد نیست، همان‌طور پوچ است و هیج ارزشی در فیلم برای دیدن وجود ندارد. /رضا توکلی

نقد و بررسی فیلم زرد
منتقد: رضا توکلی
۱
میانگین امتیازات: ۱
فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *