مجموعه زندگی

نقد سریال آینه سیاه (Black Mirror) فصل چهارم، قسمت دوم

در ادامه نقد و بررسی اپیزودیک فصل چهارم سریال آینه سیاه، به قسمت دوم یعنی آرک‌انجل (Arkangel) می‌رسیم که از لحاظ زمانی خیلی دور به نظر نمی‌رسد و توسط جودی فاستر کارگردانی شده است. در ادامه با بررسی این قسمت در سایت مجموعه زندگی همراه باشید.

توجه! سری مقالات نقد و بررسی اپیزودیک سریال‌ها تنها برای آن دسته از کاربران نگارش می‌شود که قسمت مربوطه را به صورت کامل تماشا کرده باشند. در این مقالات به بررسی داستان و تمامی جوانب سریال خواهیم پرداخت و طبیعتا بسیاری یا در اصل تمامی محتوا آن قسمت لو می‌رود. همچنین لازم به ذکر است که سریال آینه سیاه یک آنتالوژی است، یعنی قسمت های این سریال از لحاظ داستانی هیچ ربطی به هم نداشته و ادامه و تکمیل کننده یک‌دیگر نیستند.

قسمت دوم فصل چهارم آینه سیاه دست بر روی تکنولوژی برای مراقب از کودکان گذاشته که دقیقا مانند یک شمشیر دولبه است. تکنولوژی به تصویر کشیده شده از یک طرف در دوران کودکی بسیار خوب بوده اما هرچه بچه بزرگ‌تر می‌شود، ضررهایی برای روابط اجتماعی آن به وجود می‌آورد. داستان این قسمت در مورد مادری است که به تازگی دخترش به دنیا آمده که می‌خواهد با استفاده از یک تکنولوژی که به تازگی در دسترس عموم قرار گرفته، برای مراقبت از فرزندش استفاده کند. خیلی سریع به سراغ تکنولوژی این قسمت می‌رویم. همانند قسمت اول، این تکنولوژی هم از طریق شقیقه بر روی انسان‌ها تاثیر گذاشته و عمل می‌کند. اگر توجه کرده باشید در قسمت ابتدایی این مقاله، عنوان شد که از لحاظ زمانی، محیط خیلی دور به نظر نمی‌رسد اما تکنولوژی مورد استفاده در این قسمت، حداقل صد سال با زمان حال فاصله دارد و این اولین تناقض این قسمت حساب شده که افزایش موارد این‌چنینی، یکی از ضعیف ترین قسمت های این فصل را تقدیم بینندگان می‌کند! آرک‌انجل یک شرکت پیشرفته مجهز به تکنولوژی برای سلامت افراد و به خصوص مراقبت از کودکان است. قسمت دوم فصل چهارم آینه سیاه به شکل کودکانه‌ای مادر را مجبور به استفاده از این تکنولوژی می‌کند که خیلی قابل قبول نیست. درست است مادر نبوده‌ام که بدانم لحظه‌ای گم شدن فرزند چقدر می‌تواند سخت باشد اما فکر‌ می‌کنم گم شدن های لحظه‌ای کودکان بخشی از کودکی آنها بوده و طبیعی است. دختربچه کوچکی که تازه به پارک رفته و به دنبال کشف دنیای جدید خود است، طبیعتا به دنبال عناصر طبیعی رفته و جذب آنها می‌شود. سارا این دختربچه قسمت دوم، در پارک به دنبال گربه‌ای رفته و از محیط پارک خارج می‌شود، اما به هر حال در چند سکانس بعدی که شاهد فریاد های مادر هستیم، سارا پیدا می‌شود و حال لازم است وارد حال و هوای سریال آینه سیاه شویم.

از آن محیط شهری بسیار عادی که حتی می‌توان آن را قدیمی‌تر از زمان حال تصور کرد، وارد یک مرکز تخصصی پزشکی با دکوراسیون شیک شده که با دیدن رنگ سفید یخچالی آن و صفحه نمایش‌های عریض، متوجه می‌شویم، حداقل ده سال جلوتر از محیط اطراف خود است! از این دست تناقض ها در فیلم به مراتب دیده شده و واقعا آزار دهنده است. هدف آینه سیاه به تصویر کشیدن خطراتی است که می‌تواند به واسطه پیشرفت تکنولوژی ایجاد شود و این بسیار ایده جالب و خوبی است و باید در هر قسمت به تکنولوژی موردنظر پرداخته شود اما دلیل استفاده از یک سری تکنولوژی های کوچک در کنار بافت کهنه شهری و محیط زندگی به تصویر کشیده، خیلی بد و آزار دهنده است. برای مثال در یک سوم پایانی این قسمت، زمانی که مادر سارا (با بازی رزمری دویت) در حال تحقیق است، یک کامپیوتر رومیزی را می‌بینیم که صفحه نمایش کاملا شفافی داشته و خیلی پیشرفته است اما نور زرد چراغ پرمصرف و میز چوبی و کلا ساختار طراحی خانه با این کامپیوتر خیلی متناقض است. در ادامه حتی با اینکه محیط شهری و ماشین‌ها هم بسیار عادی هستند اما موبایل های بسیار پیشرفته با صفحه نمایش تخت و نازک دیگر چه می‌گویند! از این موارد که بگذریم دوباره به آرک‌انجل می‌رسیم. آن ها موفق شده‌اند که با ارسال تراشه هایی به بدن انسان، او را تبدیل به یک ماشین هوشمند کنند. باور کنید در ادامه بیشتر به اصل داستان می‌پردازم اما لازم است همینجا ایراد این  تکنولوژی خیلی رویاپردازانه را عنوان کنم. درست است که تکنولوژی پیشرفت می‌کند و روز به روز جلو می‌رود اما نباید فراموش کنیم که ما هنوز انسان هستیم و در چند سال آینده قرار نیست خیلی با امروز خود فرق کنیم. اما در در قسمت دوم فصل چهارم آینه سیاه شرکت آرک‌انجل می‌تواند به ارسال تراشه‌هایی از طریق شقیقه به بدن انسان می‌تواند حتی در یک تبلت، نمای دید آدم را داشته باشد! حتما تراشه‌ها در بدن پرواز کرده و درست بر روی عوض موردنظر می‌نشینند! آرک‌انجل با ارایه یک تبلت می‌توانید حتی فیلتر‌های تصویری را بر روی چشم انسان قرار داده تا نتواند یک سری عناصر را مانند خون ببیند. به اصطلاح، این دیگه آخرشه!!

با اینکه به صورت کلی اصلا این تکنولوژی را درست نمی‌دانم اما خوب شاید روزی به کار گرفته باشد و این چارلی بوکر (نویسنده و خالق سریال) است که می‌‌خواهد این مورد را به ما یادآوری کند. مادر سارا پس گم شدن چند دقیقه‌ای فرزندش تصمیم می‌گیرد که این تکنولوژی را برای دخترش تامین کند. در ابتدا همه‌چیز خوب بوده و حتی بسیار مفید واقع می‌شود. متخصص مربوطه طرز کار کردن با این تبلت ویژه را به مری (مادر سارا) یاد داده نشان می‌دهد که چطور می‌تواند تصاویری که برای سارا مناسب نیست و ضربان قلب آن را بالا می‎برد سانسور کند. این تکنولوژی عجیب می‌تواند سلامتی انسان را درنظر داشته و او را کنترل کند و اگر موردی پیش‌ بیاید، از طریق پیام به تبلت ارسال کند. داستان زندگی سارا، در سه قسمت دنبال می‌شود که دقیقا استفاده از این تکنولوژی در مرحله کودکی، بسیار خوب و مفید نشان داده می‌شود، در نوجوانی تا حدودی او را از بقیه بچه، عقب انداخته و در مرحله ورود به جوانی، تبدیل به یک فاجعه می‌شود. این تکنولوژی در کودکی سارا باعث شد که او پارس کردن‌های سگ را نبیند، مشت و دعوا های مدرسه را شطرنجی دیده و کلا کوکی آرامی داشته باشد. حتی یک سکانس برای تاثیر مثبت این تکنولوژی در زندگی گذاشته شده است که نشان می‌دهد سارا درد کشیدن پدر بزرگ خود را هم نمی‌تواند ببیند و این مادر سارا است که از طریق تبلت به داد پدرش می‌رسد.

وقتی سارا در نوجوانی با هم سن و سال‌ها خودش وارد رابطه می‌شود، همه متوجه می‌شوند که او عجیب بوده و از این تکنولوژی استفاده می‌کند. سارا دیگر تحمل نداشته و یک‌بار به صورت آزمایش و از روی کنجکاوی، انگشت خود را با مداد تیز، پاره می‌کند اما او نمی‌تواند خود را ببیند، این قضیه باعث عصبانیت سارا شده و مادرش مجبور به قطع دستگاه می‌شود. در ابتدای این اپیزود، گفته شد که تراشه‌های وارد شده قابل غیرفعال سازی و خارج شدن نیستند اما می‌تواند دستگاه را از طریق تبلت غیر فعال و خاموش کرد. در سنین آغاز نوجوانی مادر سارا دستگاه را غیرفعال کرده و چندین سال تا بزرگ شدن سارا غیر فعال باقی می‌ماند. زمان‌های بزرگ شدن سارا به سرعت در یک سکانس زیبا با رفت و آمد‌های پشت سر هم گذشته و حال در آستانه جوانی قرار دارد. بخش اصلی داستان قسمت دوم فصل چهارم آینه سیاه مربوط به مشکلاتی است که این دوره زندگی سارا ایجاد می‌شود. باز هم باید یادآوری کرد که این روند بزرگ شدن شش هفت ساله سارا که در یک سکانس نمایش داده شد، اصلا با تکنولوژی مورد بحث همخوانی ندارد و در اصل هیچ پیشرفتی در محیط شهری دیده نمی‌شود اما جالب است که این وسط همچنین تکنولوژی وجود داشته و همانطور ثابت مانده است. این مسایل را که کنار بگذاریم به خوشگذرانی های سارا در آستانه جوانی می‌رسیم که نگرانی مادر شرایط تازه‌ای را در سریال رقم می‌زند.

همانطور که پیش‌بینی می‌شد اولین قرار های عاشقانه سارا، باعث نگرانی مادر شده و یک تاخیر زیاد و دروغ گفتن، باعث می‌شود دوباره مری به سراغ تبلت آرک‌انجل رفته و سارا را کنترل کند. او در نمای دید سارا، صحنه‌های معاشقه و حتی مصرف مواد مخدر را می‌بینید که تصمیم می‌گیرد با دوست سارا برخود داشته باشد. خیلی تکراری و بی‌معنی رابطه به هم خورده و دعوایی بین مادر و دختر ایجاد شده که به خشونت هم می‌رسد. خشونتی که به واسطه سانسور نمای دید سارا، تبدیل به یک فاجعه می‌شود. سارا فرار کرده و همین‌طور بی سر و ته به پایان می‌رسد. با اینکه هنوز به صورت کامل سریال را تماشا نکرده‌ام اما خوب آرک‌انجل قطعا یکی از ضعیف‌ترین های کل سریال آینه سیاه است و فکر هم نمی‌کنم که کسی بخواد از این اپیزود دفاع کند و در اصل باید گفت که چیزی برای دفاع کردن ندارد. ایده تکنولوژی به تصویر کشیده خیلی جلوتر از زمان قابل تصور است و از لحاظ تصویری و داستان سرایی هم در دسته بدترین‌های سریال قرار می‌گیرد. همینجا توصیه می‌کنم این قسمت را فراموش کرده و فورا به سراغ یکی از هیجان‌انگیز ترین‌های فصل چهارم، یعنی اپیزود کروکدیل بروید.

برای دانلود رایگان فصل چهارم سریال Black Mirror کلیک کنید

به پایان نقد و بررسی قسمت دوم از فصل چهارم سریال آینه سیاه (Black Mirror) رسیدیم. نقد قسمت سوم آینه سیاه به زودی در سایت مجموعه زندگی منتشر خواهد شد.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

2 دیدگاه در “نقد سریال آینه سیاه (Black Mirror) فصل چهارم، قسمت دوم

این نقد بود یا صرفا تعریف کردن داستان؟! از ایرادات کودکانه‌ای که گرفتین و تهشم پیشنهاد دادین ملت این اپیزود رو نبینن(!!) مشخصه اصلا این مدل سریالها با رو حیاتتون نمیخونه پیشنهاد ما هم به شما اینه منبعد سریالهای کره‌ای رو نقد کنید نه سریالهای مفهومی و سنگین رو

سلام به شما و ممنون از اینکه نظر خود را برای ما ارسال کردید
در مورد انتقادتون باید بگم که شیوه نقد و بررسی اپیزودیک سریال‌ها دقیقا به همین شکل است و باید تمامی بخش‌های اپیزود گفته و بررسی بشه. در خصوص این اپیزود باید بگم که واقعا در بین همه قسمت‌های این واقعا چیزی برای گفتن نداشت و امیدوارم نقد سایر قسمت‌های دیگر این سریال رو هم مطالعه کنید و ببینید که از دو قسمت پایانی که بسیار خوب بودن چطور گفته شده است.
لینک مطلب جمع بندی فصل چهارم آینه سیاه: http://bit.ly/2Dr4bgY

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *