مجموعه زندگی

نقد سریال آینه سیاه (Black Mirror) فصل چهارم، قسمت چهارم

به اولین قسمت تاثیر گذار فصل چهارم آینه سیاه می‌رسیم. قسمت چهارم به نام دی‌جی را حلق‌آویز کن یکی از متفاوت‌ترین اپیزود‌ها در بین این فصل است. در ادامه با نقد و بررسی قسمت چهارم فصل چهارم آینه سیاه در سایت مجموعه زندگی همراه باشید.

توجه! سری مقالات نقد و بررسی اپیزودیک سریال‌ها تنها برای آن دسته از کاربران نگارش می‌شود که قسمت مربوطه را به صورت کامل تماشا کرده باشند. در این مقالات به بررسی داستان و تمامی جوانب سریال خواهیم پرداخت و طبیعتا بسیاری یا در اصل تمامی محتوا آن قسمت لو می‌رود. همچنین لازم به ذکر است که سریال آینه سیاه یک آنتالوژی است، یعنی قسمت های این سریال از لحاظ داستانی هیچ ربطی به هم نداشته و ادامه و تکمیل کننده یک‌دیگر نیستند.

آینه سیاه پیش‌تر در مورد روابط عاشقانه نیز ابزار اظهار نظر کرده بود و حال در قسمت چهارم فصل چهارم دوباره وارد این موضوغ می‌شویم. یکی از ویژگی‌های مثبت این اپیزود، این است که تا نیمه داستان خود ما به عنوا ن ببینده کل داستان را نمی‌دانیم و یکباره همه‌چیز دستمان می‌آید که قضیه از چه خبر است. دنیایی را مشاهده می‌کنیم که خیلی شیک و تمیز پر از زوج‌های جوان است که به وسیله یک گجت و پشتیبان صوتی آن (که مربی خطاب می‌شود) به هم می‌رسند. از همان ابتدا می‌توان تا حدودی مصنوعی بودن محیط را احتمال داد. داستان این اپیزود در مورد پسر و دختری جوانی به نام‌های فرانک و امی است که در قسمت افتتاحیه آن ها به هم رسیده باید یک قرار شام داشته باشند. خوشبختانه دیگر خبری از شقیقه در روایت داستان نیست و همه‌چیز با دست انجام می‌شود! زمانی که هزمان دختر و پسر گجت را لمس کنند، می‌توان زمان تعیین شده برای رابطه‌شان را متوجه شوند. در اولین قدم‌ها این سوال پیش می‌آید که این مربی کیست و چگونه و بر چه اساسی آدم‌ها را برای هم انتخاب می‌کند. در ادامه داستان متوجه می‌شویم که رابطه فرانک و امی واقعی است و آن‌ها عاشق یک‌دیگر هستند اما طمان تعیین شده برای آنها بسیار کوتاه بوده و تنها به یک شب خلاصه می‌شود. پس از اولین قرار چیزی شبیه به موتور‌های سه‌چرخه‌ای که اصلا با محیط مدرن آنجا سنخیت ندارد، زوج را به خانه‌ای کوچک در یک محیط بسیار زیبا و طبیعی می‌برد تا پایان رابطه‌شان در آنجا زندگی کنند. البته زندانی نمی‌شوند و می‌توانند در شهری که هیچ چیزی از آن به عنوان بیننده نمی‌دانیم، در حرکت باشند.

خب در همین ابتدا می‌توان به ضررهای اولیه این تکنولوژی پی برد و آن اجباری بودن رابطه‌ها است. این مورد را دقیقا در دومین رابطه هم فرانگ و هم امی می‌توان متوجه شد که زمان های بسیار زیادی برای آن‌ها در نظر گرفته است. برای فرانک یک سال رابطه و امی ۹ ماه که هر کدام از آنها پس از دیدن این اعداد حسابی به هم‌ریخته و گویا قصد دارند خیلی سریع‌تر به رابطه پایان دهند. حتی در آخرین سکانس‌های مربوط به رابطه دوم فرانک می‌بینیم که آن‌ها چند دقیقه زودتر از به پایان رسیدن زمان بیرون منتشر بوده و آماده‌اند تا زمان صفر شود و از یک دیگر فاصله بگیرند. در طول این مدت شاهد نما‌هایی از رابطه این دو زوج باهم بودیم، می‌توان دید که هیچکدام از انتخاب‌ها واقعی نبوده و هرکدام هر حال دیدن ضعف‌هایی در طرف مقابل هستند. در همین میان در یک سکانسی که شبیه به مراسم‌های عروسی است متوجه می‌شویم که زمانی که هر کس زوج موردنطر خود را که دستگاه بر اساس رابطه‌های قبلی برای آن تنظیم کرده بود، برای همیشه برگزیدند، می‌تواند از این شهر رفته و زندگی خود را با معشوقه‌اش ادامه دهد. حال باز هم نمی‌دانیم که پشت این شهر چی بوده و زوج‌ها پس از پیدا کردن معشوقه نهایی باید به کجا بروند. این رابطه‌ها پشت سر هم تکرار شده تا اینکه فرانک و امی دوباره به هم می‌رسند.

در دومین قراری که دستگاه برای آن‌ها تنظیم کرده، می‌توان نتیجه گرفت که یک متر و معیاری برای کار خود داشته که دوباره این دو شخص را به هم رسانده است اما باز هیچ چیز معلوم نیست و در سکانس های بعدی خود فرانک و امی به این توافق می‌رسند که اصلا همه این تکنولوژی و مربی الکی بوده و صرفا تصادفی زوج‌ها انتخاب می‌کند. حال فرانک و امی برای دومین بار سر میز شام در کنار یک دیگر هستند. آن‌ها می‌دانند که این رابطه آخر می‌تواند باشد زیرا هر دو به هم علاقه داشته و تصمیم می‌گیرند اصلا زمان پایان رابطه را مشاهده نکنند. قصه هیجان‌انگیز تر می‌شود و بیننده به دنبال زمان پایان رابطه است. آیا این زوج نهایی است و آنها پس از شرکت در مراسم عروسی! وارد فضای دیگری می‌شوند؟ رابطه فرانک و امی خیلی خوب در حال سپری شدن است اما کنجاوی فرانک کار دستش می‌دهد. فرانک و امی قول داده بودنند که زمان پایان رابطه را مشاهده نکنند اما فرانک می‌خواهد بداند که چقدر باقی مانده و یا این همان رابطه همیشگی است. به صورت تک‌نفره بدون اطلاع امی، فرانک دستگاه را روشن کرده و با مربی صحبت می‌کند سرانجام زمان پایان رابطه ۵ سال اعلام می‌شود که در بین رابطه‌هایی که تا به اینجا دیده بودیم زمان بسیار زیادی است. این شروع پایان رابطه است. به محض اینکه فرانک زمان ۵ ساله را می‌بیند، دستگاه تشخیص داده که شاید فرانک از رابطه ناراضی است که می‌خواهد تک‌نفره زمان پایان را ببیند پس دستگاه به سرعت زمان پایان رابطه را کم کرده و در نهایت آن را به کمتر از یک روز می‌رساند.

حال فرانک خراب شده و این حالت به امی هم می‌رسد و رابطه‌شان ناخواسته به پایان می‌رسد، پس از دوباره شاهد رابطه‌های تکراری و پشت سر هم برای امی هستیم که به این منظور نشان داده می‌شود که او از هیچ‌کدام از آن ها راضی نیست. در بخش‌های پایانی قسمت چهارم فصل چهارم، خبری جریان سریال را دگرگون کرده و تازه با بخش های مهمی از داستان آشنا می‌شویم که اصلا این دنیا معلوم نیست چگونه باشد، پشت دیوار‌هایش چه‌چیزی در انتظار است و قبل از ورود به اینجا کجا بوده‌ایم. مسئله خیلی جدی می‌شود. امی هم در آخرین رابطه‌اش قرار می‌گیرد یعنی دستگاه به او اعلام می‌کند شخص موردنظر و همیشگی شما پیدا شده است و قرار است برای همیشه با شما باشد. امی می‌پرسد که او را قبلا دیده و جواب منفی است. پس فرانک نیست. اما مربی می‌گویند که می‌تواند از قبل از رابطه آخر، با یکی دیگر از کسانی که قبلا با آن بوده یک قرار تنظیم کند و آن هم کسی جز فرانک نیست. فرانک و امی به هم محض اینکه به هم می‌رسند تصمیم می‌گیرند که فرار کنند. فرار از جایی که نمی‎‌دانیم کجاست و پشت دیوار‌های نمادین آن چه چیزی قرار دارد. فرانک و امی دست به کار شده و فورا آماده فرار می‌شود و این نگهبانان آن‌جا هستند که می‌خواهند جلو آن‌ها را بگیرند و این سکانس تسلیم شدن نگهبان و توقف زمان این پیام را به ما می‌دهد که همه این دنیا می‌تواند ساختی بوده و تنها یک شبیه سازی باشد. درست است زمانی که امی و فرانک از دیوار مرموز شهر بالا می‌روند همه‌چیز زیر پایشان در حال نابودی است و آنها وارد یک دنیای سیاه با بی‌شمار نسخه از خود می‌شوند. دوباره وارد داستان شده و در قالب شخصیت‌های متفاوت اما با ظاهر مشابه، رابطه‌های جدید خود را دقیقا همانند ابتدای داستان شروع می‌کنند.

در مورد معنا و مفهوم قسمت چهارم فصل چهارم می‌توان برداشت های متفاوتی داشت. اول و طبیعی‌ترین نتیجه این است که هیچ رابطه اجباری به سرانجام نرسیده و به سرعت می‌تواند به پایان برسد. دوم به مسئله احتمال شبیه‌سازی بودن تمامی زندگی‌ها می‌رسیم که خودش موضوع به بسیار مفصلی بوده و چندین سطر می‌توان در مورد آن صحبت کرد اما در اپیزود (قسمت چهارم) این نما نمایش داده می‌شود که از ما چندین نسخه وجود داشته که هر کدام حال و هوا و شخصیتی متفاوت دارند و هرکدام در یک دنیای متفاوت می‌توانند زندگی کنند. اپیزود دی‌جی را حلق‌آویز کن خیلی با فضای قسمت های قبلی این سریال متفاوت است و در اصل دارد یک ایده را مطرح می‌کند نه یک تکنولوژی مخرب. سریال به دلیل زمان محدود خود باز ایراداتی دارد که قابل چشم‌پوشی نیست و یکی از مهم‌ترین آن‌ها مشخص نبودن محیط و محل زندگی هر یک از آدم‌ها قبل از وارد شدن به رابطه است. در چنیدن سکانس شاهد شنا کردن امی در استخری بودیم که اصلا توضیحی در مورد آن داده نشد که آن‌ها از رابطه در کجا هستند و یا کجا زندگی می‌کنند. البته با این پایان طوفانی می‌توان گفت که اصلا همگی ساختگی بوده و بهتر از وارد این قضایا نشویم!

برای دانلود رایگان فصل چهارم سریال Black Mirror کلیک کنید

به پایان نقد و بررسی قسمت چهارم فصل چهارم آینه سیاه (Black Mirror) رسیدیم. دو قسمت از فصل چهارم همچنان باقی مانده و به زودی بررسی کامل دو قسمت دیگر را هم همانند قسمت‌های قبل در سایت منتشر می‌کنیم.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *