مجموعه زندگی

نقد سریال آینه سیاه (Black Mirror) فصل چهارم، قسمت سوم

قسمت سوم فصل چهارم آینه سیاه به نام کروکدیل تا حدودی هیجان‌انگیزتر از دو قسمت قبل بوده اما مثل همیشه مشکلات بزرگی دارد که در ادامه به صورت کامل به آن‌ها خواهیم پرداخت. با نقد و بررسی قسمت سوم فصل چهارم آینه سیاه در سایت مجموعه زندگی همراه باشید.

توجه! سری مقالات نقد و بررسی اپیزودیک سریال‌ها تنها برای آن دسته از کاربران نگارش می‌شود که قسمت مربوطه را به صورت کامل تماشا کرده باشند. در این مقالات به بررسی داستان و تمامی جوانب سریال خواهیم پرداخت و طبیعتا بسیاری یا در اصل تمامی محتوا آن قسمت لو می‌رود. همچنین لازم به ذکر است که سریال آینه سیاه یک آنتالوژی است، یعنی قسمت های این سریال از لحاظ داستانی هیچ ربطی به هم نداشته و ادامه و تکمیل کننده یک‌دیگر نیستند.

در حال حاضر دو قسمت اول فصل چهارم رویکرد کاملا یکسانی داشتند و تکنولوژی به تصویر کشیده در آن‌ها مشابه یک‌دیگر بود. حال در قسمت سوم هم شاهد همچین نوع تکنولوژی هستیم که همانند قسمت‌های دیگر عمل می‌کند. اتصال گجتی به شقیقه و مرور خاطرات. این وسیله خیلی عجیب و غریب می‌توانید خاطرات شما را با همان تصویر واقعی بر روی مانیتور کوچک خود نمایش داده و حقیقت را بگوید. داستان قسمت سوم از جایی شروع می‌شود که دو شخصیت اصلی داستان به نام‌های راب و میا در حال خوش‌گذارنی در یک جشن هستند و فورا سکانس بعدی درون ماشین را نشان می‌دهد. یک تصادف ترسناک رخ می‌دهد و با یک ضربه وارد خط داستانی این قسمت می‌شویم. اولین سکانس های فیلم فضای سرد و برفی بسیار خوبی را به نمایش می‌گذارد که ارتباط بسیار خوبی با ادامه داستان نیز دارد. پس از تصادف و کش و قوس‌های فراوان، راب به عنوان راننده‌ای که مست بوده تصمیم می‌گیرد میارا راضی کند که به پلیس خبر نداده و جنازه را مفقود کنند. اولین سکانس های شخصیت پردازی این ایپزود به سرعت شکل گرفته و می‌توانیم روحیات شخصیت‌ها را متوجه شده و فکر آن‌ها را بخواهیم. میا که در ابتدا بسیار ترسیده بود هم با گفته‌های راب، تصمیم می‌گیرد در انداختن دوچرخه‌سوار، که تقریبا همه‌جایش شکسته بود، به رودخانه موافقت کند. صحنه جرم پاک شده و تنها شیشه ماشین است که آسیب دیده است. پرده اول داستان همین‌جا به پایان رسیده و در سکانس بعدی ۱۵ سال بعد را می‌بینیم که میا برای خود زندگی جدیدی تشکیل داده و گویا کاملا همه‌چیز را فراموش کرده است که ناگهان در یک سفر کاری به دوست سابقش یعنی راب برخود می‌کند. حال چیزی در حدود ۱۰ دقیقه در زمان سریال، شاهد دو نوع شخصیت متفاوت نسبت به ۱۵ سال گذشته هستیم. میا که در ابتدا قصد داشت همه‌چیز را گزارش دهد، آرام است و می‌خواهد ادامه زندگی‌اش همینطور آرام باقی بماند اما رابی که در ابتدا ترسیده بود، نمی‌تواند با عذاب وجدان خودش کنار بیاید.

در قرار ملاقاتی در هتل، اپیزود کروکدیل هیجان‌انگیز شده و ریتم روایت داستان آن دگرگون می‌شود. راب که قصد دارد از طریق یک نامه خانواده آن دوچرخه سوار را آگاه کند، با عدم موافقت میا روبرو شده و در یک درگیری بسیار کودکانه، به سر راب ضربه شدیدی وارد شده و او کشته می‌شود. در این بین با مامور بیمه‌ای که بیشتر شبیه به کاراگاه‌های فیلم های دهه ۹۰ رفتار می‌کند می‌رسیم که مسئول پرونده آن دوچرخه سوار است. روایت داستان بعد از گشته شدن راب توسط میا، درهم گره می‌خورد. یکی از ایراد های اولیه این سریال را در قسمت آرک‌انجل هم دیده بودیم. همه‌چیز همانند دنیای امروز ما است اما یک سری تکنولوژی‌هایی وجود دارد که اصلا با محیط همخوانی ندارد. یک نمونه ساده‌تری که در سریال به آن اشاره شده، ماشین خودکار تحویل پیتزا است که بدون سرنشین در خیابان حرکت کرده و پیتزا تحویل می‌دهد. به میا برگردیم، این مادر آرام، مرتکب قتل شده و به باز هم به طرز کودکانه‌ای می‌تواند جنازه را از اتاق خارج کرده، آن را دور بیاندازد و خیلی آرام به هتل خود باز گردد. ماشین تحویل پیتزا که با عابر پیاده تصادف می‌کند، صحنه‌ای است که میا پس از ورود دوباره به اتاق هتل از پشت پنجره آن را می‌بیند. این مامور بیمه مسلمان که شازیه نام دارد، برای بررسی پرونده تصادف پسر جوان با ماشین حمل پیتزا، وارد داستان میا می‌شود. تکنولوژی مورد بحث اپیزود کروکدیل، یک وسیله برای مرور تصویری خاطرات شخص است و تکنیکی مشابه دو تکنولوژی به تصویر کشیده شده در قسمت‌های قبلی کار می‌کند. گجت کوچکی بر روی شقیقه شخص مورد نظر قرار می‌دهند و از او می‌خواهد که خاطرات خود را به یاد بیاود و مانیتور کوچک همه‌چیز را نشان می‌دهد! آن هم رنگی! بخش میانی این قسمت درمورد مراجعه‌های پی‌در‌پی شازیه با افراد حاضر و یا ناظر بر آن تصادف است که آخرین آن هم خود میا است که از پنجره بعد از کشتن راب، شاهد صحنه بود.

یک مقدار روند سریال کند می‌شود و شازیه به خانه رفته و وارد داستان زندگی او می‌شویم. میا از سفر کاری خود به خانه بازگشته اما دیگر حس و حال قبل را ندارد. شازیه به سراغ میا می‌رود و خیلی سریع به همه‌چیز پی می‌برد که کلا بر اساس خاطرات میا، حتی دلیل گم شدن آن دوچرخه‌سوار را هم متوجه می‌شود و در حال خروج سریع از خانه، او هم به دست میا کشته می‌شود. بله درست است این مادر آرام، به یکباره در ۲۴ ساعت مرتکب دو قتل می‌شود اما پیش از کشتن شازیه، با استفاده از همان دستگاه، متوجه می‌شود که همسر شازیه از آمدن آن به شهر و هویت میا آگاه است پس به سراغ آن می‌رود که طبیعتا آن را هم بکشد. این چرخه طی می‌شود و شوهر شازیه هم به قتل می‌رسد اما اینجا با یک سکانس خیلی اضافی روبرو می‌شویم و آن هم تصمیم میا برای کشتن بچه کوچک آن‌ها است. در این بخش چارلی بوکر تنها قصد بازی کردن با احساسات بیننده را دارد و این قضیه را می‌توان در چند سکانس بعد، وقتی پلیس ها می‌گویند آن بچه نابینا بوده است، ثابت می‌شود. کشتن همان دو نفر برای بیان نظر سازندگان در مورد این تکنولوژی کفایت می‌کرد و شاهد یک اضافه کاری هستیم. کروکدیل، می‌خواهد بگوید که نظارت بیش‌از حد بر روی مردم و جامعه و در اصل کنترل همه جوره آن‌ها می‌تواند خطرناک‌تر از کنترل نکردن آن‌ها تمام شود.

این قتل های زنجیره‌ای که در چند سکانس پشت سر هم نمایش داده می‌شود تا حدودی هیجان‌ را به به این اپیزود اضافه کرده است که باز هم این قسمت خوب نیست و شاید پایان بندی آن افتضاح‌ترین بخش آن باشد. خوکچه هندی که در خانه شازیه بوده، می‌تواند میا را در خاطراتش به یاد آورده و باعث شود، میا هم در پایان در دام افتاده و بعد این قسمت به پایان برسد! در قسمت سوم فصل چهارم آینه سیاه دیدیم که برای مرور خاطرات افراد تنها آن گجت کوچک نیاز نبود، بلکه صحبت در مورد آن و فکر کردن لازم بود و حتی برای درک حس بهتر، از بو نیز استفاده می‌کردنند. حال شما بگویید که چطور آن خوکچه هندی می‌تواند میا را شناسایی کرده و باعث دستگیری وی شود! اپیزود سوم هم به پایان رسید و باید ببینیم که در قسمت بعدی چه اتفاقاتی رقم خواهد خورد.

برای دانلود رایگان فصل چهارم سریال Black Mirror کلیک کنید

به پایان نقد و بررسی قسمت سوم فصل چهارم سریال آینه سیاه (Black Mirror) رسیدیم. تمامی ۶ قسمت این فصل، یک روز در میان در سایت منتشر خواهد. برای کسب اطلاع از اطلاعات مربوط به مطالب سایت، می‌توانید کانال تلگرام مجموعه زندگی را دنبال کنید.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *